تبليغاتX
شاهراه عدالت


مدتي است متروي تهران وضعيت بسيار نامناسبي پيدا كرده است، آن چنان كه تاخيرهاي طولاني قطارها باعث ايجاد صف هاي طولاني در ايستگاه هاي مترو و در پي آن فشار به مردم شده است و روز به روز هم بر مشكلات آن افزوده مي شود.

مسئولان مترو و به خصوص محسن هاشمي مديرعامل آن كه خانوادگي كينه ديرينه با شخص رئيس جمهور منتخب مردم دارند، سعي مي كنند با استفاده از رسانه هاي زنجيره اي آشوب طلبان اينطور به مردم القا كنند كه مشكلات مترو تقصير دولت است چون بودجه مترو را تامين نمي كند!

اين در حالي است كه آمار نشان مي دهد بيشترين كمك به مترو از سال 84 تا به حال و توسط دولت احمدي نژاد صورت گرفته است و لذا مديرعامل بي كفايت مترو كه سالهاست به دليل استفاده از رانت پدرخاندان انحصار مترو را در اختيار خود در آورده است بهتر است به جاي فرافكني توضيح دهد كه اين همه بودجه را كجا مصرف كرده است؟

آيا محسن هاشمي همچون برادر خود مهدي هاشمي بودجه بيت المال را صرف كمك به هزينه هاي انتخاباتي موسوي و بعد از آن آتش بياري معركه پس از انتخابات نموده است؟!

جالب اينجاست كه تيرماه امسال قاليباف در جواب اعتراض محسن هاشمي به كمبود بودجه مترو می گوید: "آقاي هاشمي بيخود اعتراض داشته است. يكي بايد سوال كند اگر سالي 15 كيلومتر مترو ساخته مي‌شود و دولت نيز 190 ميليارد تومان اعتبار تخصيص داده است بقيه پول‌ها را از كجا آورده‌اند؟"

 به هرحال هرچه هست بي كفايتي و سياسي كاري مديرعامل متروي تهران دليل اصلي مشكلات امروز مترو تهران است.

 

لینک مطلب در خبرگزاری فارس +

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 13:49  توسط مصطفی بخشي  | 



نيمه اول فروردين سال 65 بود كه صبح زود من را بيدار كرد كه برايش از مغازه سركوچه شانه اي جيبي بخرم تا در كنار قرآن جيبي خود بگذارد. او مرا بوسيد و بعد از خداحافظي با خانواده و رد شدن از زير قرآن، همراه دوست بسيجي اش رفت كه به كاروان "محمد رسول الله(ص)" كه آنروز عازم جبهه ها بود بپيوندد.

"مهدي" عاشق شهادت بود، بچه اي اهل دل كه دوستانش از نورانيت فوق العاده او و لطافت روحيش در جبهه تعريف مي كنند. علي يكي از همرزمانش مي گويد كه غروب روز قبل از اعزام به خط مقدم در دوكوهه حال و هواي عجيبي مهدي را فرا گرفته بود. گوشه اي خلوت را انتخاب كرده بود و با خدا راز و نياز مي كرد. او مي گويد مهدي به وضوح نوربالا مي زد! و همه اين را مي گفتند.

مهدي 31 شهريورماه درعمليات فاو در سن بيست سالگي با تركش خمپاره به فيض شهادت نائل مي آيد و روح بي قرارش با لبيك يا حسين به ملكوت اعلي پر مي كشد.

وقتي خبر شهادتش را آوردند هوا ابري بود و من داشتم در عالم بچگي به  برادر بزگتر ديگر يعني "حسين" براي چراغاني نيمه شعبان كمك مي كردم. او هم بسيجي بود و 18 سال داشت.وقتي خبر شهادت مهدي را شنيد بي صدا گريه كرد. او هم عاشق شهادت بود. برعكس مهدي كه همان بار اول اعزام به جبهه شهيد شد، حسين چندبار رفت و آمد. و بالاخره انتظارش به سر رسيد : "فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر" (احزاب/23)

كمي بيشتر از يك سال طول كشيد. مردادماه سال 66 بود كه حسين هم در عمليات منطقه شلمچه با تركش خمپاره و ذكر الله اكبر و يا حسين و يا ابوالفضل جام شهادت را نوشيد و روح منتظرش به سمت معبود يكتا پرواز كرد.

مهدي و حسين و صدها هزار شهيد اين آب و خاك از جان خود گذشتند تا نظام و انقلاب و ارزش ها برپا بماند. امروز كه به وصيت نامه آنها نگاه مي كنم بيشترين چيزي كه تاكيد كرده اند تقواي الهي و دفاع از حريم ولايت فقيه است. همان حريمي كه همچون زره اي محكم از نظام و انقلاب و ارزش ها دفاع مي كند. همان حريمي كه سال هاست دشمنان نظام و انقلاب در حال مقابله با آن هستند تا با هدف قرار دادن آن پايه هاي نظام را از ريشه بركنند.

با خود فكر مي كنم كه آيا بدخواهان داخلي و خارجي نظام قادر به از بين بردن انقلاب و نظام هستند؟ آيا امثال ميرحسين موسوي، خاتمي و كروبي كه امروز به سان پياده نظام دشمن در داخل عمل مي كنند و با ايجاد موج رنگي در خيال خود شكستن حريم نظام و انقلاب را دنبال مي كنند، قادر به پايمال كردن خون شهدا هستند؟

اما وقتي استواري 30 ساله نظام و انقلاب را در برابر انواع هجمه ها مي بينم و شكست پياپي دشمنان داخلي و خارجي در اين سال ها را در ذهن مرور مي كنم، عنايت خاصه حضرت ولي عصر(عج) و درخشش خون شهدا و رهبري فرزانه ولي فقيه را بسيار قدرتمند تر از چند موج مرده بي ثمر مي بينم.

                                     « شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات »

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 16:50  توسط مصطفی بخشي  | 



سه ماه است كه از حضور پرشور مردم در اتخابات رياست جمهوري مي گذرد و در اين مدت كوتاه خيلي از مسائل در حوزه سياست اتفاق افتاد كه  در طول تاريخ انقلاب كم نظير بود. راي قاطع قريب به 25 مليون راي به دكتر احمدي نژاد و انتخاب مجدد وي به رياست جمهوري نشان از رويكرد جدي و حداكثري مردم به ارزش ها و آرمان هاي انقلاب دارد. در اين انتخابات همه گروه ها و عناصر با نفوذ و ذي صلاح طيف موسوم به اصلاح طلب با تمام قوا و تجهيزات مادي و معنوي در كنار حمايت افرادي چون هاشمي و خاندان او به ميدان آمدند. قرار گرفتن نام هاي خاتمي و موسوي و كروبي و هاشمي در كنار هم خود گوياي همه چيز است.

اما مردم هوشيار و عزتمند و ولايي ايران اسلامي كه سال ها فريب شعارهاي پر زرق و برق، ولي توخالي اصلاح طلبان را خورده بودند و سال ها شاهد سقوط ارزش ها و آرمان هاي انقلاب و نظام و راه شهدا بودند، براي بار دوم با راي قاطع فردي اصولگراي واقعي و معتقد به ارزش ها و آرمان هاي انقلاب را انتخاب كردند و محكم تر از قبل به سينه مدعيان دروغين راه امام(ره) كوفته و آنها را پس راندند.

در مقابل، شكست خوردگان و سيلي خوردگان از راي ملت كينه ملت را به دل گرفتند و با عدم تمكين به قانون، طعم انتخابات پرشور را به كام مردم تلخ كردند و ماه ها نظام و انقلاب و كشور را هدف تيرهاي زهرآگين خود و دشمنان قسم  خورده خارجي نمودند.

بيانيه هاي تند و از سر عقده و سراسر دروغ و نيرنگ و فريب، و ادعانامه هاي رنگين عليه نظام و انقلاب از طرف موسوي و كروبي و با پشتيباني خاتمي و هاشمي و خاندانش، همه دست به دست هم داد و تابستان بدي را براي ملت سربلند ايران زمين رقم زد و فصل ناگواري را در تاريخ انقلاب ثبت نمود، و البته خيرات و بركات بسياري هم براي نظام و انقلاب داشت كه مهمترين آن غربال شدن نيروهاي انقلاب و افتادن نقاب از چهره مدعيان دروغين بود. آنهايي كه خود را فدايي راه امام(ره) و انقلاب معرفي مي كردند، در اين چند ماه نقاب از چهر بركشيدند و چهره منفعت طلب و منافق خود را عيان كردند.

صحبت از خيانت هاي اين افراد زياد است، اما آنچه قابل تامل جدي است اين كه ادامه حركات آنها ضربات جبران ناپذيري بر پيكر نظام وارد مي كند كه مي بايست به سرعت جلوي آن گرفته شود. با مشخص شدن دروغ هاي موسوي و كروبي و با توجه به اعترافات تكان دهنده دستگيرشدگان حوادث پس از انتخابات در دادگاه، و از سوي ديگر مشخص شدن كذب ادعاي وقيحانه شيخ الخوارج در مورد تجاوز جنسي و زير سوال بردن حيثيت نظام و انقلاب و نهادهاي نظام، و از طرفي اعلام فراخوان به شورشيان براي حضور در روز قدس و پايمال كردن يادگار حضرت امام(ره)، ديگر جاي تعلل نيست و وقت آن است كه قوه قضائيه كه در حال حاضر از رياست فردي انقلابي و معتقد به مباني انقلاب و نظام و ولايت فقيه بهره مند است، وارد عمل شده و چشم فتنه را كور كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 12:17  توسط مصطفی بخشي  | 



نظام جمهوري اسلامي با  عنايت خداوند و ائمه عليهم السلام و برپايه راي مردم، سال هاست كه راه خود را با فراز و نشيب هاي مختلف مي پيمايد تا انشالله پرچم حكومت را تقديم صاحب اصلي خود كند.

در اين بين دشمنان داخلي و خارجي سال هاست براي جلوگيري و متوقف نمودن مسير انقلاب و نظام، شبانه روز در تلاشند. كشتارها و ترورهاي منافقين در اوايل انقلاب، 8 سال جنگ تحميلي و هجوم همه جانبه به كشور و بسياري از حوادث مختلف از جمله مواردي است كه براي نيل به اين مقصود انجام گرفته است.

سردمداران كشتار و آشوبحوادث اخير و پس از انتخابات نيز دقيقا از همان جنس است، با اين تفاوت كه كساني سردمداري مقابله با نظام را عهده دار شدند كه سال ها نيّت باطني و پليد خود را براي روز موعود مخفي كرده بودند و زمانيكه ديدند گاو شيرده نظام براي آنها سهمي غير قانوني قائل نيست، وارد عمل شدند و نقاب از چهره بركشيدند.

ميرحسين موسوي پس از اينكه نتيجه انتخابات به او نشان داد كه هيچ جايي در بين راي اكثريت مردم ولايتمدار ندارد، با تكيه بر همان خوي منافقانه خود متوهّمانه شمشير چوبين خود را بركشيد تا بلكه با كمك دشمنان داخلي و خارجي نظام بتواند نتنها دولت را از آنِ خود كند، كه حتي ولايت فقيه را نيز ساقط كند!، غافل از اينكه شمشير چوبين او ياراي مقابله با سد آهنين اقتدار نظام مردمي را ندارد.

موسوي با روياهاي بچه گانه خود باعث كشته شدن و آسيب ديدن مالي و جاني بسياري از شهروندان شد و در كنار گروهك تروريستي منافقين و دشمنان خارجي و رسانه هاي آنها، ضربه هاي مختلفي به نظام و كشور و انقلاب وارد كرد. در كنار او كروبي نيز كه مفتضحانه آرايي كمتر از آراي باطله كسب كرده بود و فشار روحي حاصل از لجن مال شدنش مي رفت تا اين پير جاهل را به ديار فاني!! رهسپار كند، موسوي را با تمام توان همراهي كرد.

اما در اين بين آنچه باعث تعجب است، عدم اقدام مناسب دستگاه قضايي  در دستگيري و مجازات عاملان اصلي اغتشاشات اخير يعني موسوي و كروبي و امثالهم است. كمترين انتظار مردم از قوه قضائيه برخورد با مسببين ناامني و كشتار مردم بي گناه است كه موسوي و كروبي از سردمدار اصلي آن هستند.

نامه اخير كروبي به هاشمي كه همچون هميشه با تكيه بر شنيده هاي شيخ مفتضح! نگاشته شده است و كذب بودن آن نيز توسط نمايندگان مجلس تاييد شده است، عمل ديگري است كه سكوت قانون در برابر آن به دامن زدن بي قانوني و اقدام عليه نظام و كشور بيشتر كمك مي كند.

 

واقعا چرا قانون در مورد موسوي و كروبي و خاتمي و هاشمي و ... تعلل كرده و عادلانه وارد عمل نمي شود؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 12:25  توسط مصطفی بخشي  | 



اتفاقات اخير در خصوص تعلل رئيس جمهور در اجراي امر مقام معظم رهبري، نامه نگاري او با معظم له و ساير اتفاقات مرتبط همچون زخمي بر دل هاي حاميان ولايتمدار دكتر نشست و باعث شد گلايه ها به سمت وي سرازير شود.

البته جنس گلايه دوستان از نيزه پراني دشمنان متفاوت بود. حاميان دكتر بنا بر اصل دلسوزي كه از اعماق دل نسبت به ايشان داشتند، و از طرفي دلباخته ولي امر مسلمين هستند به وي انتقاد كردند چون احمدي نژاد را ولايتمدار مي دانند و لذا حاضر نيستند ذره اي گرد بر اين وجه بنشيند.

اما كساني كه سال ها، بارها امر رهبري عزيز را ناديده گرفته و بر خلاف منويات ايشان عمل كردند و اين اواخر نيز بر خلاف نظر ايشان آشوب هاي خياباني راه انداختند و با قتل و غارت شهروندان خون به دل ولي فقيه كردند، در اين چند روز كاسه داغ تر از آش شدند و به رئيس جمهور تاختند كه اين نعره ها پشيزي قابل توجه نبوده و نخواهد بود.

اما رئيس جمهور روز جمعه در هم انديشي اساتيد بسيجي با بيان اينكه "در روزهاي اخير عده اي با خيال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزيز انقلاب را خدشه‌دار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدايي و فاصله بين دولت و رهبري را القاء کنند، در حالي که آنان نمي‌دانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبري فراتر از قالب‌هاي سياسي و اداري است و از جنس محبت، اعتقادي و پدر پسري است"؛ خيال خام دشمنان را به ديوار كوبيد و از سوي ديگر مرهمي بر دل هاي حاميان ولايتمدار خود گذاشت.

ما دكتر را ولايتمدار مي دانيم و انتقادات گذشته نيز بر حسب تكليف انجام گرفت. توقع ما از احمدي نژاد متفاوت از ديگران است، چون عملكرد گذشته او واقعا ثابت كرده كه ولايتمدار و ولايت پذير است و لذا گلايه اخير از دكتر نيز به دليل دور از انتظار بودن تاخير او بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 10:9  توسط مصطفی بخشي  |