« دوران اسلام گرايي به پايان رسيده.... روند تحولات به این سمت نیست که بشر مسلمان بشود تا به حقانیت برسد... این دوره تمام نشده، بلکه روبه پایان است.... خدا محور وحدت انسانها نیست و حتی امروز هم بشر به وحدت نرسیده است چرا که اگر به وحدت رسیده بود این همه خونریزی و جنگ صورت نمی گرفت... من میگویم مشکل این است که به تعداد انسانها خدا هست و خدای هر انسانی با توجه به شناخت آن فرد از خدا با خدای فرد دیگر متفاوت است... خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفرید، ظاهرا خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید....حضرت نوح با 950 سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است. آمدن پیامبران در طول تاریخ برای تمام شدن دورههای قبلی پیامبری بوده است اگر هر پیامبر مدیریت درستی میکرد عدالت برقرار میشد»
اين مطالب از سوي سروش و گنجي و كديور و مهاجراني و آغاجري (لعنت الله عليهم اجمعين) زده نشده است، اينها بيانات جناب اسفنديارخان رحيم مشايي است كه بعد از فرمايش مقام معظم رهبري از سمت معاون اولي رئيس جمهور عزل و به مقام رياست دفتري رئيس جمهور تنزل (بخوانيد ارتقاء!) يافت.
مشايي كه بسياري او را پاشنه آشيل دولت احمدي نژاد مي دانند تقريبا در اكثر سخنراني هاي خود مطالبي نامتعارف از اين دست بيان مي كند و در حوزه هاي ديني كه به او مربوط نيست وارد ميشود و نتنها باب هجمه به دولت و رئيس جمهور را باز مي كند، بلكه سرخوردگي حاميان رئيس جمهور محبوب را نيز فراهم ميآورد.
اينكه جناب مشايي در زندگي شخصي به خيال خودش و (به خيال بعضي ها!) تمايلات عرفاني دارد يا نه به خود او مربوط است، اما اينكه جناب مشايي بخواهد با برداشت هاي غلط از مسائل عرفاني و معرفتي، حرفهايي نامتعارف و تفسير به رايي از عرفان بزند و لوقوزهاي خود را در هر مجلس و محفلي به عنوان شخص نزديك و منتسب به رئيس جمهور به خورد خلق الله بدهد جاي اغماض
نيست.
آخر اين چه عرفان و معرفتي است كه از يك طرف درباره خدا و پيامبرانش حرفهاي نامربوط و اهانت گونه زده شود و ازسوي ديگر شركت در مجالس رقص زنان و اجازه دادن به گردشگر خارجي براي برداشتن حجاب در اتاق كار! و نشستن تنگاتنگ با هنرپيشه معلوم الحالي چون هديه تهراني و سفارش دادن هديه 60ميليون توماني به وي و.... را هم در برگيرد.
هتک حرمت روز عاشورا و جسارت به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین(ع) توسط عده ای حرامزاده یزیدی، حادثه سخیفی بود که مردم شیعه و انقلابی محب اهل بیت با حضور میلیونی خود جواب آن را دادند و حال این دستگاه های مسئول به خصوص دستگاه قضایی هستند که باید به وظیفه خود عمل کرده و عاملان این اهانت عظیم که نظیر آن حتی در دوران ستمشاهی وجود ندارد را به سزای عمل ننگین خود برسانند.
از طرفی دستگاه قضایی باید با سران فتنه همچون موسوی که عامل اصلی سلسله اغتشاشات و اقدامات ضد امنیت ملی است و کروبی بی سواد و لمپن که با بیانیه های شرم آور خود آبروی نظام و کشور را به بازی گرفت و خاتمی و... برخورد جدی انجام دهد.
از سوی دیگر نقش فرزندان هاشمی رفسنجانی، به خصوص مهدی و فائزه در نوع خود دارای اهمیت است. اعترافات متهمان حوادث پس از انتخابات در دادگاه که صراحتا از نقش مهدی هاشمی به عنوان حامی مادی و معنوی فتنه و آشوب نام بردند و اسناد و مدارک بی شماری که نشان از نقش این فرد در برنامه ریزی و همراهی اغتشاشات دارد و هم اکنون هم بدون اعتنا به توصیه دادستان تهران ماه هاست در خارج از کشور به سر می برد و معلوم نیست چه همکاری هایی با دستگاه های اطلاعاتی غرب بویژه اینتلیجنس سرویس دارد، باید مد نظر قرار گیرد.
اما در این میان فائزه هاشمی که از یک سال گذشته با تمام قوا وارد فضای سیاسی کشور شده و پس از انتخابات به شدت از آشوب گران حمایت و آنها را همراهی می کند از جمله کسانی است که نباید مورد اغماض دستگاه عدالت کشور قرار گیرد.
حضور فائزه هاشمی در اکثر تجمعات غیر قانونی پس از انتخابات و بازداشت یک روزه او، مصاحبه های سخیف او با خبرنگاران و جسارت به مقام معظم رهبری ادامه پیدا کرد تا اینکه این آخری هم شرکت او در تجمع کثیف روز عاشورا و همراهی با رجاله ها و حرامزاده های توهین کننده به ساحت حضرت سیدالشهداء(ع) نشان داد که فرزندان هاشمی از جمله فائزه کمر به مبارزه با انقلاب و نظام و دین و مذهب بسته اند.
با این وصف و در حالی که میلیون ها مردم در راهپیمایی روز نهم دی ماه بر دستگیری عوامل فتنه تاکید کردند، تعلل دستگاه قضایی و مداهنه آنها قابل پذیرش از طرف مردم نیست و امیدواریم مسئولان متعهد و ولایت مدار قوه قضائیه همچون حضرت آیت الله آملی نسبت به برخورد قاطع با سران و عوامل فتنه، از جمله فرزندان هاشمی اقدام جدی و عملی انجام دهند و ثابت کنند که در نگاه قوه قضاییه همه در برابر قانون یکسانند.
در حالي كه در روز 16 آذر يك عده اراذل و اوباش پيرو خط شيطان در لباس دانشجو به عنوان حامي سبز ميرحسين موسوي در ادامه هتاكي ها و اقدامات ضدامنيت ملي خود عكس نازنين امام خميني رضوان الله تعالي عليه را پاره كرده و به آتش كينه خود سوزاندند و در اين راستا نيز موج اعتراض ها تمام كشور اعم از حوزه ها، دانشگا ها، بازارها و اقشار مختلف مردم را دربر گرفته است، شنا كردن مسئولان موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) در خلاف مسير رود جاري ملت، بسيار باعث تاسف و ننگي بر پيشاني حاميان دروغين راه امام(ره) است.
مسئولان اين موسسه كه در سينه چاكي براي جريان برانداز و سكولارمنش چپ و اصلاح طلبان تجديدنظرطلب و ضد راه امام(ره) شهره آفاق اند! به جاي تقبيح عمل حاميان موسوي و اعلام برائت از آنها، رسانه ملي را كه نقش بسزايي در تصوير كردن اين واقعيت و انعكاس آن به افكار عمومي داشته است را محكوم كرده اند! و بيش از پيش نقش خود را در جهت حمايت از جريان ضدانقلاب و ضد راه امام(ره) نشان داده اند.
البته با مرور عملكرد چندين ساله آنها بايد گفت كه چنين رفتارهايي از آنها بعيد نيست! در سالهاي حاكميت اصلاح طلبان هجمه عظيمي از هتك حرمت ها به آرمان ها، ارزشها و نظريات امام(ره) از ناحيه تجديدنظرطلبان صورت گرفت و مسولان موسسه سكوت كرده و به نوعي حمايت كردند، تئوريسين هاي اصلاحات افكار امام(ره) را مستحق به موزه سپردن دانستند و باز مسولان موسسه نشر و تنظيم سكوت كردند، محمدرضا خاتمي گفت بايد عقايد و آراي امام(ره) در جامعه نقد شود و موسسه تنظيم و نشر باز هم به سكوت خود ادامه داد، قبل از انتخابات و پس از آن به راه امام(ره) و عقيده ايشان مبني بر ميزان بودن راي ملت خدشه وارد شد و مسئولان موسسه تنظيم و نشر به جاي تبري جستن، با تمام قد از موسوي و آشوب گران و هتك حرمت كنندگان از نظام دفاع كردند.
بنابراين جاي تعجب نيست كه امروز در شرايطي كه همه عاشقان و دوستداران امام(ره) از پاره شدن و آتش زده شدن عكس بنيانگذار انقلاب اسلامي ناراحت هستند و آن را در سراسر كشور محكوم مي كنند، مسئولان اين موسسه به جاي دفاع از امام(ره)، با تمام وجود از هتك حرمت كنندگان امام راحل(ره) دفاع مي كنند.
ميرحسين موسوي به همان اندازه كه درباره نتايج انتخابات دچار توهم شد، امروز درباره افكار عمومي هم متوهم است. موسوي با توهم پيروزي شهر را به آشوب كشيد و قانون اساسي كه ثمره خون شهداست را زير پا له كرد تا از آن "بلندي" براي رسيدن به قدرت ايجاد كند و حال كه نتوانسته بر قانون غلبه كند با توهم اينكه مردم ساده لوح هستند حرف از وحدت ملي مي زند! راه انداختن سايت جماران و سياه نامه نوشتن در مورد وحدت ملي آن هم در حالي كه او همه آرمان هاي امام(ره) را زير پا گذاشته است چيزي جز يك توهم بزرگ ديگر نيست.
كدام وحدت ملي آقاي موسوي؟! جنابعالي ماه ها با شعار قانون و مبارزه با بي قانوني، عَلم سبز حيله
و نيرنگ را بلند كرديد و بعد از انتخابات 25 ميليون "نه" شنيديد و به جهت قدرت طلبي حاضر شديد قانون را زير پا بگذاريد و بسياري از جوانان اين مملكت را قرباني منافع شخصي خود و اسپانسرهاي سياسي و مالي تان كنيد و امروز كه افكار عمومي و نمايندگان ملت در پي شكايت از شما پيگير هستند، از ترس دستگيري و محاكمه جنايت هاي پس از انتخابات وحدت ملي را پيش مي كشيد؟!
مباني وحدت ملي اعتقاد به قانون اساسي، انقلاب، ولايت فقيه و تمكين به راي مردم است، شما كدام يك از اين مولفه ها را دارا هستيد كه دم از وحدت مي زنيد؟! شما صراحتا بعد از انتخابات، نظام و انقلاب و قانون را به قيمت ارضاء قسمتي از شهوت قدرت طلبي اتان فروختيد و امروز خيال كرديد مردم مثل مرجع تقليد مطرودتان "ساده لوح" اند تا به تعبير مقام معظم رهبري "جرم بزرگ" اتان را فراموش كنند و به وحدت ملي با "مجرم بزرگ" تن در دهند؟!
زهي خيال باطل! آقاي موسوي! شما از صحنه وحدت ملي اخراجيد و بايد منتظر اجرا شدن قانون در مورد قانون گريزي اتان باشيد، نه ادامه دادن دغل بازي و فريب مردم.
مدتي است متروي تهران وضعيت بسيار نامناسبي پيدا كرده است، آن چنان كه تاخيرهاي طولاني قطارها باعث ايجاد صف هاي طولاني در ايستگاه هاي مترو و در پي آن فشار به مردم شده است و روز به روز هم بر مشكلات آن افزوده مي شود.
مسئولان مترو و به خصوص محسن هاشمي مديرعامل آن كه خانوادگي كينه ديرينه با شخص رئيس جمهور منتخب مردم دارند، سعي مي كنند با استفاده از رسانه هاي زنجيره اي آشوب طلبان اينطور به مردم القا كنند كه مشكلات مترو تقصير دولت است چون بودجه مترو را تامين نمي كند!
اين در حالي است كه آمار نشان مي دهد بيشترين كمك به مترو از سال 84 تا به حال و توسط دولت احمدي نژاد صورت گرفته است و لذا مديرعامل بي كفايت مترو كه سالهاست به دليل استفاده از رانت پدرخاندان انحصار مترو را در اختيار خود در آورده است بهتر است به جاي فرافكني توضيح دهد كه اين همه بودجه را كجا مصرف كرده است؟

آيا محسن هاشمي همچون برادر خود مهدي هاشمي بودجه بيت المال را صرف كمك به هزينه هاي انتخاباتي موسوي و بعد از آن آتش بياري معركه پس از انتخابات نموده است؟!
جالب اينجاست كه تيرماه امسال قاليباف در جواب اعتراض محسن هاشمي به كمبود بودجه مترو می گوید: "آقاي هاشمي بيخود اعتراض داشته است. يكي بايد سوال كند اگر سالي 15 كيلومتر مترو ساخته ميشود و دولت نيز 190 ميليارد تومان اعتبار تخصيص داده است بقيه پولها را از كجا آوردهاند؟"
- لینک مطلب در خبرگزاری فارس +

