ميرحسين موسوي كه خود را نخست وزير امام(ره) مي ناميد و در ماه هاي اخير مدام بر طبل قانونگرايي و صداقت مي كوبيد و زمين و زمان را به هم مي بافت تا دولت احمدي نژاد را منحرف از قانون و شخص وي را دروغگو بنامد، در حوادث پس از انتخابات نشان داد كه همه آن هياهوها پوچ بوده و خود سردمدار بي قانوني و دروغگويي است.
موسوي قريب به 25 ميليون راي مردم به منتخب خود يعني احمدي نژاد را برنتافت و زير بار قانون نرفت تا با تكيه بر حس قدرت طلبي خود و اطرافيان تندرو و افراطي اصلاح طلبش خيابان هاي شهر را جولانگاه خواسته هاي ديكتاتور مابانه خود و دوستانش كند.
اما عده اي از مردمي هم كه به او راي داده بودند با فضاسازي هاي رسانه هاي غربي و دشمنان قسم خورده نظام و همچنين تحريك شخص موسوي و اطرافيانش وارد خيابان ها شده و در كمال تعجب سعي در تحميل خواسته اقليت خود بر ديگر هموطنان خود نمودند كه البته روي سخن با آنها نيست و خود مي دانند و خداي خود.
در اين بين معركه دار اصلي اغتشاشات دشمنان نظام چون امريكا و انگليس و نيز سازمان منافقين بودند. اعضاي گروهك تروريستي منافقين در داخل و سرپل هاي آن سازمان به عنوان ليدر اغتشاشات عمل كرده و با خط گرفتن از سران سازمان كه خارج از كشور هدايت را برعهده داشتند، وارد معركه شدند و به خيال خود تصميم به ضربه به نظام داشتند كه با هوشياري مردم و نيروهاي موثر نظام بساطشان برچيده و ريشه كن شد.
در اين بين ميرحسين موسوي كه حالا ديگر نسبت وارونه اش با انقلاب و نظام براي دوستداران نظام و مردم آشكار شده است!، با اينكه مشرف به قضايا بود و مي ديد كه جريان از آن طرف مرزها و از طرف دشمنان نظام در حال پيگيري است، نسبت به صدور بيانه هاي متعدد اقدام كرد و عملا آتش سلسله وار اغتشاشات را روشن نگه داشت و عليرغم اينكه قبل از انتخابات به دروغ خود را مطيع ولايت فقيه معرفي كرده بود، به منويات ايشان وقعي نگذاشت و خر خود راند و زحمت خلق داد!
ميرحسين موسوي امروز نتنها از قطار انقلاب پياده شده و ديگر جايي در جبهه انقلاب ندارد، بلكه به دليل معاندت آشكار با قانون اساسي و عدم تمكين به آن و همچنين مشاركت در ريخته شدن خون بسياري از هموطنان، مجرم است و بايد در دادگاه عدالت نظام محاكمه گردد.هرچند كه دادگاه اصلي او در روز واپسين است و بايد جواب خون هاي ريخته شده را در مقابل ذات اقدس احديت پس بدهد كه "انّ الله خيرالحاسبين".
حماسه بزرگ 22 خرداد نشان داد كه مردم به فرموده حضرت امام(ره) كه "ملاك حال فعلي افراد است" توجه دارند و هوشيارانه حال فعلي منافقان مزّور و دروغگو را از حال گذشته آنها جدا مي دانند و پيرو واقعي راه امام(ره) و شهدا را از مدعيان دروغگو تشخيص مي دهند.
هاشمي رفسنجاني كه با تكيه بر برخي مبارزات انقلابي و سوابق، خود را قيّم انقلاب و مردم و پدرخوانده نظام مي داند، امروز دريافته است كه ديگر در پيش چشم مردم به پشيزي ارزش ندارد و همه قدرت و ثروت او هم نتوانست خواسته او را بر اراده و خواست ملت بزرگ ايران تحميل كند.
هاشمي يك بار مستقيم (انتخابات نهم) و يك بار هم غير مستقيم(انتخابات دهم) از مردم "نه" شنيد و در مقابل سيل اراده آنها شكست خورد. در 22 خردادماه امسال 3 قدرت هاشمي، خاتمي و موسوي و همه اعوان و انصار تندرو و افراطي شان در مقابل احمدي نژاد ايستادند و در عين حال نتوانستند پيروز شوند و با راي قاطع قريب به 25 ميليون راي، بار ديگر از مردم كارت قرمز گرفتند.
موسوي قبل از اينكه دير شود بايد آتش بازي هاي بچه گانه خود و حاميانش را تمام كند و بيش از اين امنيت كشور را بازيچه كم ظرفيتي خود و خواست بدخواهان نظام و انقلاب نكند. موسوي بترسد از روزي كه آتشفشان حماسه ملت به جوش آيد و همچون 23 تير 1378 چونان سيلي خروشان او و اراذل و اوباش مخلّ امنيت جامعه و حتي اسپانسرهاي مالي او همچون خاندان هاشمي را از جا بركند و به گورستان تاريخ بسپارد.
امروز نه هاشمي جزو اركان نظام است و نه موسوي يار امام(ره)، امروز آنها بر خلاف راه امام(ره) و انقلاب حركت مي كنند و اگر بيش از اين به اين بازي خطرناك خود ادامه دهند و به راي مردم تمكين نكنند، مشت محکمی از اراده مردم خواهند خورد.
بعد از ظهر جمعه 22 خرداد سال 88 است و ساعاتی اندک به پایان رای گیری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است.
به خاطر همه تلاش ها، ایستادگی ها، شجاعت ها، رشادت ها و مجاهدت های فرزند ملت دکتر
محمود احمدی نژاد در سربلندی ایران اسلامی و خدمت به نظام و انقلاب و راه امام(ره) و شهدا و خدمت به مردم شریف ایران اسلامی، در این ساعات که متعلق به آقا و مقتدایمان حضرت ولی عصر امام زمان ارواحنا فداه است، به وجود مقدس حضرتش متوسل می شویم و به یاد دعای همیشگی دکتر احمدی نژاد یعنی "اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر والجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه" این دعا را زمزمه می کنیم و با توکل به ذات اقدس حضرت حق (جل جلاله) و توسل به ائمه اطهار(ع) و خصوصا وجود نازنین قطب عالم امکان حضرت مهدی موعود(عج)، پیروزی فرزند ملت آقای دکتر احمدی نژاد را طلب می نمائیم.
« یا مـهـدی(عج) ادرکـــــــــــــــنــا»

سال 1384 هنگام انتخابات ریاست جمهوری نهم از وقتی که مشخص شد رقابت بین احمدی نژاد
هست و هاشمی، تمام امکانات مادی و معنوی و رسانه ای سرحلقه های قدرت و ثروت اعم از هاشمی و خاتمی و همه اعوان و انصار کارگزاران و مشارکت و مجاهدین و ... به همراه پشتیبانی مطلق رسانه های خارج از کشور جمع شدند تا مرد برخاسته از متن مردم را خاموش کنند.
به حول و قوه الهی و با هوشمندی و رای قاطع مردم شریف ایران که سالها انحراف دولتهای پیشین را از راه و آرمانهای امام(ره) دیده بودند، احمدی نژاد پیروز شد و به قول خودش به کسوت خادمی ملت بزرگ ایران دست یافت.
او 4 سال عمر دولت خود را در راه خدمت شبانه روزی به مردم و آحاد ملت از روستایی و شهری در سراسر کشور صرف کرد، اما در عوض حلقه های قدرت و ثروت در مقابلش سنگ اندازی کردند و او را تخریب کردند.
او 4 سال در برابر دشمنان نظام ایستاد و از حق ملت ایران از جمله حقوق هسته ای دفاع کرد، اما در عوض معامله کنندگان منافع ملی، یعنی همان کسانی که با دشمنان نظام برای پذیرش تعلیق هسته ای سر یک میز می نشستند و قهقه های مستانه سر می دادند در مقابلش سنگ اندازی کردند و او را با گوجه فرنگی و خیار به چالش کشیدند!
او عزت نظام را به دوران شکوه دفاع مقدس و انقلاب برگرداند و ارزش های والای انقلابی و راه امام(ره) و شهدا را احیا کرد، اما در عوض پیاده نظام دشمن در داخل او را تخریب کرد و به او توهین نمود.
او....او 4 سال سکوت کرد و بغض خود را فروخورد و به خاطر مصالح کشور هیچ نگفت و از حق خود گذشت.
اما در مناظره اش با میرحسین موسوی او دیگر نمی توانست از حق مردمی که او را انتخاب کردند بگذرد، او در مناظره در شجاعتی به سان شجاعت روح الله(ره) و در شب سالگرد رحلت آن بزرگ مرد و با پشتوانه نور ایمان به ذات اقدس حضرت حق (جل جلاله) و توسل به حضرت ولی عصر(عج)، لب به سخن گشود تا در مقابل جبهه قدرت و ثروت به گوشه ای از دریای تخریب ها و توهین ها و فحاشی های حریف های نامرد و بی انصاف خود جواب دهد.
دکتر محمود احمدی نژاد در مناظره با میرحسین موسوی حرف دل همه مردم ایران را زد. همان حرفهایی که سالها چون خار در چشم و استخوان در گلوی مردم مانده بود و در شب مناظره از دو لب مبارک فرزند ملت ساطع شد و مرحمی بود بر زخم دل مستضعفان و صاحبان اصلی کشور یعنی مردم شریف ایران اسلامی.
خداوند او را برای کشور، نظام و انقلاب حفظ فرموده و در مقابل بدخواهان به موفقیت نائل فرماید.
سالگرد دوم خرداد در ورزشگاه آزادي و در ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها در حالي با حضور خاتمي و زهرا رهنورد همسر ميرحسين و با رقص و پايكوبي و حالتهاي زننده برخي دختركان و پسركان بزك كرده همراه بود كه اين همايش عملا تبديل به محفلي شد تا تمام كساني كه منافعشان در طول 4 سال عمر دولت نهم به خطر افتاده است، براي حمايت از ميرحسين موسوي جمع بشوند و تمام بغض و كينه و فحاشي خود را در قالب توهين و اهانت به رئيس جمهور منتخب مردم خالي كنند.
كارگردان حقيري حقارت خود را گردن سفرهاي استاني! رئيس جمهور انداخته و با توهين به رئيس جمهور گفته است:"طي 4 سال گذشته يك آدم كوچولو من را كوچولو كرد." اين كارگردان حقير گفته كه " با هر تريبوني كه در دستان احمدي نژاد قرار مي گرفت، احساس حقارت مي كردم"
سوال اينجاست كه چرا حاميان ميرحسين از همان چيزهايي احساس حقارت مي كنند كه باعث سربلندي و سرافرازي مردم كشور شده و از همان چيزهايي عصباني مي شوند كه بغض و كينه و عصبانيت صهيونيسم و دشمنان مردم ايران را در پي داشته است؟!!
صرفنظر از بسياري از توهين هاي مستقيم ديگر به رئيس جمهور، اهانت فائزه هاشمي نيز قابل تامل است. فائزه هاشمي با توهين به مردم و رئيس جمهور منتخب آنها گفته است "در اين چهار سال نكبت، خفت و خواري نصيب ملت ايران شد و ما نمي خواهيم اين دوران تلخ را دوباره تكرار كنيم."
البته او نگفته كه چرا خفت و خواري باند ثروت و قدرت را كه وي و پدر و برادران و اعوان و انصارشان به آن منتسب هستند را به كل مردم و ملت ايران تعميم مي دهد؟!!
جالب اينجاست كه وي گفته است: "اگر اين دولت دوباره پيروز شود بر وي مشتبه مي شود كه امام زمان (عج) است و خطاهاي گذشته خود را دوباره تكرار خواهد كرد و با قدرت بيشتري ادامه خواهد داد."
اين در حالي است كه در دوران به اصطلاح سازندگي آنقدر دور اكبر هاشمي رفسنجاني را فضايي مقدس گونه ترسيم كرده بودند كه خود هاشمي و خانواده اش هم باور كرده بودند كه نعوذبالله چيزي كمتر از پيامبر و امامان(ع) كم ندارند. به عنوان نمونه وقتي "روزنامه زن" با مديرمسئولي فائزه هاشمي به دلايل خلافهاي گوناگون و از جمله چاپ "پيام نوروزي فرح پهلوي" توقيف شد، مادر فائزه در راهروهاي دادگاه به خبرنگاران گفت كه دخترم فائزه امروز مثل حضرت زينب (س) مظلوم واقع شد.
امروز تخريب و توهين و فحاشي به دولت نهم و رئيس جمهور منتخب مردم جزو لاينفك برنامه هاي تبليغي ميرحسين و حاميانش است كه به طور قطع نتيجه عكس خواهد.
