تبليغاتX
دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی شاهراه عدالت شاهراه عدالت
ولايحمل هذا العلم، الا اهل البصر و الصبر!

«سنتِ آزمايش» سنت عجيبي است در ميان سنت هاي مختلف خداي تبارك و تعالي؛ خداوند در آيه دوم سوره عنكبوت مي‌فرمايد: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ»؛ آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مى‏شوند و مورد آزمايش قرار نمى‏گيرند؟!

و در آيه بعد مي فرمايد: «وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ»؛ و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته‏اند معلوم دارد و دروغگويان را (نيز) معلوم دارد.

و چه عجيب است سنتِ اين «انقلاب الهي» كه همانا برگرفته از سنتِ الهي يعني آزمايشِ الهي است؛ برخي دوره اي براي به ثمر نشستن اين انقلاب به زندان رفتند، مبارزه كردند و هزينه دادند، در هشت سال دفاع مقدس همراه انقلاب و امام(ره) بودند ولي درست در زماني كه بناست صدق و راستي واقعي آنها در بوته آزمايش الهي قرار گيرد، در اين بزنگاه زندگي خود، كم مي آورند و به سان طلاي قلابي در آتش محك مي سوزند و آب مي شوند!

نمونه هاي فراواني است براي مثال زدن در طول عمر اين انقلاب الهي، از ميان شخصيت هاي سياسي، كشوري، لشگري و ...! و هرچه آن شخص جايگاهش مقبول‌تر، مردود شدنش در امتحان نيز دردناك‌تر است. و اين آخري هم «حسين علايي»!؛ سرداري از دل سپاه كه نهادي مقدس در پاسداري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي و پاسدار خون شهدا و راه امام(ره) است.

وقتي «بصيرت» و «صبر» و شرط لازم و اساسي براي رسيدن به اين دو يعني «تقوا» نباشد، از دل اين نهاد مقدس كه هيچ، بالاتر از آن از دل اين انقلاب مقدس، حسين علايي ها خود را خواهند باخت.

سُر خوردن حسين علايي‌ها در دام شياطين بيش از آن كه خدشه اي به انقلاب وارد كند، هشداري جدي به همه ما مدعيان حاميان انقلاب و ولايت اعم از مردم و مسئولين است كه در هيچ لحظه اي خود را مصون از انحراف و لغزش ندانيم.

مقام معظم رهبري بارها بر تقويت تقوا، اين عامل اساسي و مهم در ارتقاء بصيرت تاكيد كردند و فرموده اند كه اگر گناهان كوچك شمرده شوند و توبه و جبران صورت نگيرد، در بزنگاهِ امتحان، انسان را به سقوط خواهد انداخت. ايشان در سخناني به حديثي از حضرت اميرالمومنين علي(ع) در نهج البلاغه اشاره داشتند كه آن بزرگوار(ع) فرمودند: «ولايحمل هذا العلم، ‌الا اهل البصر و الصبر»، يعني علم اين اسلام (ولايي) را كسي نمي تواند بر دوش گيرد، مگر اهل بصيرت و صير.

و امروز شاهديم كه نداشتن اين دو عامل مهم، كه همانطور كه از فرموده بزرگان حاصل است، تنها با تقوا به دست مي آيد، چگونه حسين علايي ها را به زير مي كشد و در امتحان مردود مي كند.

خداوند آخر و عاقبت همه ما - مردم و مسئولين- را ختم به خير فرمايد و با توفيق سربلندي در امتحانات، مدارج قرب و معرفت ما را افزون فرمايد.

+ لينك مطلب در جهان نيوز

+ لينك مطلب در جام نيوز


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ساعت 12:7. - لينک ثابت


حكم فائزه، مجازاتي كوچك براي مجرم بزرگ!

به گزارش مشرق؛ حکم دادگاه بدوی فائزه هاشمی امروز از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی به ریاحی وکیل وی ابلاغ شد. بر اساس این گزارش فائزه هاشمی برابر حکم دادگاه به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس و 5 سال محرومیت از فعالیت های سیاسی ، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد.

اين محكوميت اندك و كوچك نشان مي دهد كه دستگاه قضايي كشور خيلي خيلي تا برقراري عدالت اسلامي فاصله دارد. 2 سال و نيم از جرمهاي بيّن و آشكار و مستند دختر هاشمي رفسنجاني و بسياري از هتاكي ها و آشوب طلبي هاي اين فرد مي گذرد و بعد از اين همه مدت دستگاه قضايي راي به محكوميتي كاملا بي‌تناسب و كوچك با جرم او صادر مي كند!

مدارا و تساهل بهت انگيز قاضي اين پرونده در قبال اين مجرم بزرگ در حالي است كه اولا مقام معظم رهبري، فتنه و آشوب را «جرم بزرگ» و فتنه گران و آشوب طلبان را «مجرمان بزرگ» ناميدند، كه با توجه به حضور فائزه هاشمي در قريب به تمام آشو ب هاي خياباني اعم از روزهاي پس از انتخابات و بعد از آن در ساير موارد و از جمله حضور مسجّل و مستند او در آشوب هاي رجاله هاي فتنه در روز عاشوراي 88، او «مجرم بزرگ» است و بايد پرسيد كه آيا سزاي مجرمان بزرگ اينقدر بايد اندك باشد؟!!

ثانيا دستگاه قضايي در حالي در قبال اين آقازاده! تساهل و مدارا به خرج مي دهد كه با كوچكترين شكايت از حاميان اصلي انقلاب و ولايتمداراني چون حاج حسين شريعتمداري، كاوه اشتهاردي (فرزند شهيد) ، ميثم نيلي، حسين قدياني(فرزند شهيد) و... با كمال دقت و ريزبيني اقدام به اعمال عدالت(؟!) درباره آنها مي كند.

اگر بنا باشد براي موارد مجرمانه‌ي روشن و مشخص فائزه هاشمي كه براي همگان آشكار و مبرهن است حكم صادر شود، قطعا اين حكم خيلي سخت تر از اين چيزي بايد باشد كه امروز شاهد آن هستيم، چه برسد به مواردي كه از پشت پرده در قبال او وجود دارد!

به هر حال به نظر مي رسد صدور اين حكم بدوي كه تجربه نشان داده در تجديدنظرها از اين هم كمتر خواهد شد!، نوعي رفع تكليف از خود است و بيش از آن كه بتواند مردم انقلابي و ولايتمداري كه در حماسه 9دي 88 به صراحت «اشدّ مجازات» را براي اين مجرمان بزرگ درخواست كردند را راضي كرده باشد، باعث ياس و دلزدگي آنها از اجراي عدالت خواهد شد.

+ لينك همين مطلب در جام نيوز 

+ لينك همين مطلب در همبلاگي


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در سه شنبه سیزدهم دی 1390 ساعت 12:10. - لينک ثابت


ليست واحد يا گفتمان واحد اصولگرايي؟!

يكي از ويژگي هاي برجسته و مهم حضرت امام خميني(ره) كه شايسته است امروز در آستانه انتخابات مجلس نهم در اولويت رويكرد مدعيان اصولگرايي باشد، انجام كارها بر مبناي تكليف است. ايشان با نگاه توحيدي كه داشتند تمام فعاليت هاي فردي، اجتماعي و سياسي را در راستاي اداي تكليف و كسب رضايت خداوند مي دانستند و اين رمز پيروزي آن بزرگوار به عنوان رهبر انقلاب در مقابل رژيم ستمشاهي و دشمنان و پيشبرد اهداف انقلاب بود.

حضرت امام(ره) فرمودند: «اين هياهوها كه در عالم هست، اينها هميشه بوده است و هميشه هم خواهد بود،‌ لكن اين كه باقي است خداست و اعتماد به خدا؛ شما اين اعتماد را حفظ كنيد و مشكلات را با تدبيرهايي كه داريد حل كنيد... وقتي كار براي خدا باشد تاييد مي كند. وقتي كار براي خدا باشد، چه پيروز بشويم و چه نشويم، ما تكليف ادا كرديم؛ ما مي خواهيم تكليفمان ادا بشود، دنبال اين نيستيم كه يك منصبي به دست بياوريم. (صحيفه نور، جلد 20، ص 94)

آنچه امروز از برآيند حركت كميته اي كه به نام اصولگرايي و با نام 8+7 برمي آيد اين است كه گويا رسيدن به هدف يعني كسب كرسي هاي مجلس نهم، وسيله حركت را توجيه كرده است. اين سوال از اين كميته واقعا جدي است كه آيا وارد كردن افرادي در اين كميته كه عقبه آنها ظاهرا به نام اصولگرايي است ولي به كام ضداصول و ارزش ها عمل نموده‌اند، نوعي سهم دهي و راضي كردن آنها براي رسيدن به هدف نيست؟!

همين تاكتيك غلط قبل از انتخابات مجلس هشتم بود كه به نام اصولگرايي افرادي وارد مجلس شدند كه يكي از خروجي آنها «طرح وقف خصوصي! دانشگاه آزاد با 000/000/000/000/250 ميليارد تومان سرمايه بيت‌المال براي يك عده خاص بود» و يا معطل ماندن يك سال و نيم زمان در تصويب «طرح نظارت بر نمايندگان» كه مطالبه جدي و مؤكد رهبري معظم از مجلس بود.

لذا همانطور كه امام(ره) فرمودند و تاكيدات مقام معظم رهبري نيز همين است، عمل به تكليف از همه چيز مهم تر است؛ عمل به تكليف جزو مباني اصولگرايي است؛  امروز تكليف اين است كه با كساني مي‌بايست وحدت نمود و در تصميم سازي ها و تصميم گيري هاي مهم جريان اصولگرايي از آنها استفاده نمود كه به اصول و مباني انقلاب پايبند و وفادار باشند. امروز تكليف اين است كه ليست انتخاباتي بايد از افرادي باشد كه در هر شرايطي محكم و قاطع و حتي با دادن هزينه، پشت ولايت فقيه بايستند و از آن دفاع كنند، نه كساني كه در عالم سياست، باري به هر جهت هستند و در موقعي كه نفع شان ايجاب كند شعار حمايت از ولايت و اصولگرايي سردهند و هرگاه نفعشان نباشد يا سكوت كنند و يا ضد منويات رهبر انقلاب عمل كنند و پشت ولايت فقيه را خالي كنند تا نداي اين عمار ايشان بلند شود.

به نظر مي رسد حضور چهره هايي با اين مشخصات منفي در كميته 8+7 كه در جريان فتنه بسيار بد عمل كردند و حتي تا مرز زدن ستاد براي موسوي و تبريك بي‌جهت به او پيش رفته و در توهمات و جنايات بعدي آنها شريك شدند، تنها موجب فاصله گرفتن مردم از ليست اين تشكل شود، همان مردمي كه با جان و مال و آبروي خود در فتنه 88 پشت ولايت و نظام ايستادند و فراموش نكرده اند كساني را كه در آن شرايط حساس با سكوت و مواضع چندپهلوي خود، با فتنه تجارت سياسي كردند! و امروز مي خواهند مجددا براي گفتمان اصولگرايي تعيين تكليف كنند؛ لذا براي مردم انقلابي و ولايتمدار حمايت از گفتمان واحد اصولگرايي مهم تر است تا تن دادن به حمايت از ليست انتخاباتي واحدي كه همچون مجلس هشتم ناخالصي هاي مختلفي را وارد جريان ناب اصولگرايي كرد!

 بر اين اساس كارنامه اصولگراياني كه در «جبهه پايداري انقلاب اسلامي» و به رهبري معنوي علامه مصباح و آيت الله خوشوقت در حال تدوين و تحكيم «گفتمان واحد اصولگرايي» هستند، به واسطه وفاداري عملي آنها به ولايت فقيه و آرمان هاي انقلاب درخشان تر از كساني است كه به اسم وحدت و توليد ليست واحد اصولگرايي، در حال جمع و تفريق هستند و آرمان ها و ارزش ها انقلابي را ناديده گرفته و به ساكتين و مردودين فتنه 88 چراغ سبز نشان داده اند و براي آنها در كميته خود سهم ويژه قائل شده اند!

 

+ لينك همين مطلب در جام نيوز

 

+ لينك همين مطلب در عمارنامه


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 11:57. - لينک ثابت


مريد پير مغانم...

روزي جواني در پاي منبر از يك عالم روحاني سوال مي كند كه معناي اين بيت شعر حافظ (ره) چيست؟!

 

مريد پيرمغانم، ز من مرنج اي شيخ                   چرا كه وعده تو كردي و او به جا آورد

 

عالم روحاني، فرداي آن شب و بعد از تامل يك روزه، در بالاي منبر مي گويد:

منظور از پير مغان: اميرالمومنين(ع) و منظور از شيخ: حضرت آدم(ع) است؛

 

زيرا حضرت آدم(ع) وعده کرد که از گندم نخورد اما خورد، اما حضرت امام علي(ع) با آن که وعده نکرده بودند هرگز در دوران خلافت خود نان گندم نخوردند و نان جو اختيار کردند.

 

پس از مدتي عالم روحاني از دنيا رفت؛

 

سال بعد و در شب عاشورا به خواب جوان آمد و به او گفت: من پارسال براي تو در مورد فلان بيت شعر، تفسيري کرده ام که هنگامي که به اين دنيا آمدم و حقايق بر من آشکار شد معني درست آن را دريافته ام:

 

منظور از پير مغان امام حسين(ع) است و منظور از شيخ، حضرت ابراهيم(ع) است؛ چرا که حضرت ابراهيم(ع) وعده کرد که اسماعيل(ع) را قرباني کند؛

 

اما حضرت امام حسين(ع) با آن که وعده نکرده بود، حضرت علي اكبر(ع) و حضرت علي اصغر(ع) و تمام خاندان خود را در عاشورا و در راه خدا قرباني کرد.

 

صلي الله عليك يا مظلوم، يا اباعبدالله...

 

 منبع: روح مجرد، يادنامه حاج سيد هاشم حداد، آيت الله سيد محمد حسين حسينى تهرانى، ص 483 و 484

+ لینک همین مطلب در سایت جهان نیوز


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه دوازدهم آذر 1390 ساعت 10:37. - لينک ثابت


«علي»(ع) اسم اعظم

ياعلي(ع)روزی حضرت علي عليه السلام با یک یهودی همسفر بودند، به رودخانه ای رسیدند، یهودی لباسش را به روی آب افکند و سوار آن شد و از آب عبور کرد.

آن سوی رود به علی(ع) عرض كرد: ای مرد اگر تو نیز آنچه را من می دانم می دانستی رد می شدی!

 

حضرت(ع) اشاره ای به آب کردند و درجا منجمد شد و از روی آن عبور کردند.

 

یهودی خود را به پای حضرت(ع) افکند و  عرض كرد: ای جوان...چه گفتی که آب را مبدل به سنگ کردی؟!

 

حضرت(ع) فرمودند: تو چه گفتی که از آب گذشتی؟

یهودی گفت :خدا را به اسم اعظم او خواندم . حضرت(ع) فرمود: آن اسم چه بود؟

یهود گفت: وصی محمد (ص) بود .

 

علی (ع) فرمود: منم آن وصی محمد (ص).

 

یهودی قبول کرد و اسلام آورد.

                                                                                            عيون اخبار الرضا(ع)

 

+ لينك همين مطلب در سايت پژواك


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ساعت 9:15. - لينک ثابت


خادمين يا خائنين به حرمين شريفين؟!

پس از به درك واصل شدن وليعهد رژيم سفاك آل سعود و در شرايطي كه جمعه خونين مكه در سال66 و شهادت بسياري از هموطنان شيعه اهل بيت(عليهم السلام)، حمله به شيعيان بحرين و دشمني آشكار و سفاكانه آن رژيم با شيعيان، جنايتها و افراط گري هايي كه آبروي اسلام و مسلمين را درجهان برده و هزارها جنايت ديگر در كارنامه وهابيون يهودي صفت درج است، رئيس جمهور سابقا مكتبي و معاون و وزيرش به همراه هاشمي رفسنجاني رفيق ديرين ملك عبدالله، در پيام تسليت خود انواع و اقسام توصيفات و عنوان هاي جعلي را براي پادشاه خائن آن كشور رديف مي كنند.

"خادم حرمين شريفين"، آرزوي "سربلندي و عزت"، "سعادت و بهروزي" براي آن حكومت!! و... واقعا برازنده آن حكومت كافر است؟! مگر نه اينست كه تعريف و تمجيد از حكومت هاي جائر و كافر و ظالم در قاموس و آرمان هاي انقلاب اسلامي جايي ندارد؟ مگر همين حكومتي كه رئيس جمهور و بقيه اينچنين آن را توصيف كرده اند دشمن خوني آل الله نيست و همه گرفتاري ها و مصيبت هاي مسلمين جهان بواسطه قرائت صهيونيستي اين حكومت سفاك از اسلام نيست؟ پس چگونه است دولتمردانِ تنها حكومت شيعه جهان بايد منفعلانه و مرعوبانه براي آنها عنوان تراشي كنند؟!

حضرت امام خمینی(ره) در اول شهریور 1366،  بيست روز پس از فاجعه جمعه خونین فرمودند: «شکستن کعبه مسئله ای نیست که بشود از آن همین طور گذشت. اگر ما از مسئله قدس بگذریم، اگر ما از صدام بگذریم، اگر از همه ی کسانی که به ما بدی کردند بگذریم، نمی توانیم از مسئله حجاز بگذریم. مسئله حجاز یک باب دیگری است از مسائل دیگر و لازم است زنده نگه داشتن این روز، روزی که خیانت شد به اسلام»؛

 ايشان در سال 60 در پاسخ به پادشاه عربستان بسيار انتقادات صريح و تندي مطرح كردند و اعلام كردند كه بسياري از فلاكت ها و بدبختي هاي مسلمين به واسطه حضور و دخالت هاي اسرائيل و آمريكا در حكومت كشورهاي اسلامي است.

در وصیت نامه الهی سیاسی حضرت روح الله(ره) در خصوص آل‌سعود آمده است: «و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق - علیهم سلام الله - به طور كوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصریادآوری شود؛ و در این عصر كه عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریكا وشوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود، این خائنین به حرم بزرگ الهی - لعنه الله و ملائكته و رسله علیهم - است به طور كوبنده یادآوری ولعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم كه آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است كه حافظ ملیت مسلمین ، بویژه شیعیان ائمه اثنی عشر- علیهم صلوات الله و سلم – است».

رهبر فرزانه انقلاب نيز در نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) فرمودند:

« انقلاب هویتش، معنایش به شعارهاى انقلاب است؛ به جهت گیریهاى انقلاب است؛ به ارزشها و مبانى انقلاب است. همیشه بوده‏اند، امروز هم هستند، در آینده هم خواهند بود کسانى که بخواهند به بهانه‏ى اینکه اوضاع جهان عوض شده است، شعارهاى انقلاب را تغییر بدهند یا شعار دینى - بُعد دینى - را از انقلاب جدا کنند یا بُعد عدالت اجتماعى را از انقلاب جدا کنند یا بُعد سلطه ‏ستیزى و بیگانه‏ ستیزى را از انقلاب جدا کنند یا بُعد ضد استبداد بودن را از انقلاب جدا کنند. انگیزه‏هاى مختلف، به بهانه‏ هاى مختلف همیشه ممکن است وارد میدان شوند، براى اینکه شعارهاى انقلاب و هدفهاى انقلاب را تغییر دهند. مردم باید هوشیار باشند؛ بدانند. این انقلاب با شعارهاى خود زنده است. اصلى‏ترین شعارهائى که در این انقلاب بر روى پرچم انقلاب نوشته شده است، شعار اسلامى بودن است؛ پایبند بودن به مبانى دین و اصول و قواعد دینى است؛ سلطه‏ ستیزى است؛ ستیزه‏ ى با استکبار است؛ دفاع از مظلومان عالم است، آن هم دفاع صریح و صادقانه‏ ى از همه ‏ى مظلومان.

 

خداوند در قرآن مي فرمايد:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ؛

اى کسانى که ایمان آورده‏اید از غیر خودتان دوست وهمراز مگیرید، آنان از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمی ورزند آرزو دارند که در رنج بیفتید، دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه در سینه‌هایشان نهان میدارند بزرگتر است، در حقیقت ما نشانه‏ ها (ى دشمنى آنان) را براى شما بیان کردیم اگر تعقل کنید. (آل عمران، آیه شریفه118)

 

بنابراين با توجه به موارد فوق، اقدام اخير رئيس جمهور سابقا مكتبي و ديگر دولتمردان به هيچ وجه قابل قبول نيست و نشان از دور شدن روزافزون دولت و رئيس آن از آرمان ها و ارزش هاي انقلاب و اسلام دارد.

 

+ لينك همين مطلب در سايت مشرق

 

+ لينك همين مطلب در سايت جهان نیوز 

 

+ لينك همين مطلب در سايت دي نيوز

 

+ لينك همين مطلب در سايت اصولگرا 

 

+ لينك همين مطلب در سايت ایران دیپلماتیک

 


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در سه شنبه سوم آبان 1390 ساعت 11:46. - لينک ثابت


جفاي مهدي نصيري به عرفان و فلسفه

چهارشنبه گذشته دومين برنامه شبه مناظره! شبكه چهار سيما با موضوع نقد فلسفه و عرفان و نسبتشان با اسلام برگزار شد و تنها نتيجه اي كه از آن حاصل شد فهرست شدن بسياري از ابهامات راجع به فلسفه و به خصوص عرفان از سوي آقاي نصيري بود كه جواب درخوري به آنها داده نشد.

از برآيند صحبت هاي نصيري مي توان استنباط كرد كه او يا واقعا هيچ شناختي نسبت به الفباي فلسفه و عرفان ندارد، يا عمدا در صدد تخريب و تخطئه آنها است. برخي از مغالطه هاي نصيري به اين شرح است:

در هر دو برنامه نصيري عرفان را در كنار تصوف قرار داد، حال اين كه عرفان ناب شيعي با بسياري از مواضع تصوف مخالف است و نصيري بدون بيان اين نكته ظريف، تنها به طرح موضوعاتي از سوي برخي صوفيان پرداخت كه اصولا عرفان شيعي با آن مخالف است.

نصيري بدون شناخت واقعي از معناي «وحدت وجود» وارد نقد سطحي آن شد و باز از تعاريفي استفاده كرد كه در نگاه بزرگان عرفان شيعه مطرود است، حال اين كه وحدت وجود يكي از موضوعات حساس و پيچيده و ظريفي است كه با انتخاب مغرضانه چند بيت شعر و چند جمله كوتاه از فلان كس و بهمان شخص قابل بررسي و فهم نيست.

نصيري در انتخاب جملات و شعرها از واژه ها و كلماتي استفاده مي كرد كه بار معنايي متفاوتي در عرفان و تصوف و فلسفه دارند و تفسير به راي كردن آنها مي تواند كاملا اصل موضوع را مخدوش كند. مثل: حمار، عشق، مستي و...!!

يكي از مغالطه ها و جفاهايي كه نصيري به عرفان روا داشت اين بود كه گفت: "در عرفان معتقدند بعد از رسيدن به حقيقت بايد شريعت را كنار گذاشت و حتي مي توان گناه را هم مرتكب شد"!! ؛ اين در حالي است كه اين عقيده برخي اهل تصوف است كه با عرفان ناب شيعي در تعارض كامل است.

اين برادر محترم اگر اندك شناختي به عرفان واقعي داشت مي دانست كه "ترك گناه"،‌ "مراقبت"، "محاسبه"، "مشارطه"، "محاسبه" و... از الفباي سيروسلوك و عرفان به حساب مي آيند كه به عنوان نمونه توصيه حقير به ايشان خواند رساله سيروسلوك منسوب به علامه بحرالعلوم(ره) است كه در آنجا مراحل عرفان كاملا منطبق با شريعت بيان شده است. پس از رسيدن به حقيقت و لقاء الله نيز پايبندي به مباني سيروسلوك و احكام شريعت برقرار است و طرح اين موهومات اهانت و تخريب عرفان و اولياي الهي است كه قطعا اگر ادامه يابد تبعات سنگيني براي گوينده آن خواهد داشت!

به نظر مي رسد بسياري از اين اتهامات به عرفان و فلسفه به خصوص از سوي بزرگان مكتب تفكيك عدم وصول آنها به مراتب بالاي عرفان است كه تنها با عمل به دانسته هاي علمي و آراستن علم به عمل ممكن است و آن هم با سختي و رياضات شرعي و استقامت در دين كه بزرگاني چون آيت الحق و العرفان قاضي، علامه طباطبايي، حضرت امام خميني، آيت الله بهاءالديني، آيت الله بهجت و... رحمت الله عليهم اجمعين بدان رسيدند، وگرنه قيل و قال‌هاي علمي و فقهي و ... مادامي كه به عمل نرسند تنها بار مسئوليت ها را افزون مي كند ولاغير...!

به هر حال مطالب در رد سخنان جناب نصيري بسيار است كه به نظر مي رسد صداوسيما و شبكه 4 موظف است براي رفع آن از بزرگان علم فلسفه و عرفان همچون علامه مصباح يزدي براي تبيين موضوع دعوت كنند و البته در مقابل نيز از علماي مكتب تفكيك دعوت گردد، نه برادر نصيري كه نشان داده كمترين اطلاعي از عرفان و فلسفه ندارد.

 

***لینک همین مطلب در روزنامه وطن امروز


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه بیست و سوم مهر 1390 ساعت 10:32. - لينک ثابت


اصولگرايي با سياست بازي قابل جمع نيست!

امروز در شرايطي به انتخابات مجلس نهم نزديك مي شويم كه اصولگرايان در حال گذراندن مقطع حساسي از انقلاب هستند. بسياري از كساني كه دغدغه اصول و ارزش ها و ولايت دارند با نگراني پيگير جريان اصولگراياني هستند كه امروز در حال وحدت طلبي و تجميع هستند. نگراني از اين بابت كه در كميته اي كه به منظور وحدت اصولگرايان تشكيل شده افرادي را به عنوان تصميم گيران و صاحب نظران مي بينند كه در امتحان سخت اصولگرايي سال 88 كه سره از ناسره جدا شد و نيروهاي انقلابي غربال شدند، نمره خوبي كه كسب نكردند هيچ!، تجديد و حتي مردود شدند!

به عبارت بهتر امروز كساني چون لاريجاني، باهنر، قاليباف، محسن رضايي و ... كه در جريان فتنه 88 و در شرايطي كه نداي "اين عمار؟!" رهبري عزيز بلند شد منفعت طلبانه يا سكوت كردند، يا ابهام آميز آب به آسياب دشمن ريختند و يا در خفا حتي از فتنه گران به نوعي حمايت كردند در متن تصميم گيري اصولگرايان حضور دارند! امروز براي حاميان خط اصيل اصولگرايي كه بر مباني عقيدتي و ولايي و آرمان هاي بلند انقلابي استوار است قابل هضم نيست كه افراد پيشگفته كه خطر سكوت آنها در فتنه 88 شايد بيشتر از خود فتنه باشد امروز بخواهند هدايت گر اصولگراياني باشند كه بر گفتمان انقلاب و امام(ره) و ولايت ايستاده و پايداري مي كنند.

البته مردم با همان بصيرتي كه در مقابل فتنه 88 ايستادند و آن را جارو كردند و حماسه هايي چون 9دي و 22بهمن ها را آفريدند، امروز هم با همان بصيرت سره را از ناسره تشخيص مي‌دهند و 8+7 و 8+9 و انواع و اقسام اين جمع و تفريق ها تا زماني كه حاصل آن اصولگرايي ناب منهاي ريا و تزوير و قدرت طلبي و سياسي بازي نباشد، ذره اي در اراده آنها تاثير نخواهد گذاشت.

به هرحال به نظر مي رسد تجميعي از نيروهاي وفادار به آرمان هاي انقلاب و نهضت سوم تير كه هم در جريان فتنه، محكم پايداري كردند و از ولايت و حق مردم دفاع كردند و هم در مقابل جريان انحرافي دولت ايستاده اند و امروز تحت لواي « جبهه پايداري» به رهبري معنوي شخصيت هاي بزرگي چون علامه مصباح و آيت الله خوشوقت در حال تلاش براي حفظ انگيزه و توان نيروهاي اصيل انقلاب هستند، بتوانند در انتخاب و معرفي اصولگرايان ولايي و انقلابي كه مرزشان با فتنه و انحراف و ساكتين مشخص است، موفق عمل نمايند. انشاءالله.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه سوم مهر 1390 ساعت 11:22. - لينک ثابت


وكيل مدافع شيطان در تعقيب حاج منصور ارضي

در شرايطي كه اوج افتضاحات مالي و فساد  000/000/000/000/3 ميليارد توماني در سيستم اقتصادي دولتِ عدالت محور و منتسب به جريان انحرافي با سردستگي مشايي در نزد افكار عمومي رو شده است و همه را در بهت و حيرت فرو برده است،‌ رهبر فكري و استاد عرفانِ ( قلابي) دولت در راستاي سياست "حرف مفت بزن، همه رو مشغول كن!!" گذشته،‌ اين بار در اين شرايط بحراني فساد اقتصادي، وكيل مدافع خود را مامور تعقيب قضايي حاج منصور ارضي نموده است تا افکار عمومی را از تمرکز بر مساله اصلی که همان دست داشتن این گروه شیطانی در چپاول بیت المال است دور کند و وکیل او نيز با سرهم كردن چند تا ماده و قانون اقدام به شكايت از سرورالمادحين نموده است.

اين در حالي است كه حاج منصور در شب 19 ماه مبارك رمضان بر اساس احساس تكليف ولايي خود، طبق معمول از اين جريان انحرافي برائت جست و البته با ادبيات خاص خود كه با كنايه و ايهام همراه است، اعلام كرد كه حاضر است پول خون مشايي را هم بدهد!

حتي اگر اين نوع ادبيات حاج منصور را حمل بر قاطعيت در اجراي اين نظر كنيم، اين مواضع منطبق با بند «م» وصيت نامه حضرت امام(ره) كه در آن ايشان به صراحت اعلام كردند مردم و حزب الله در مقابل انحرافات به دستگاه هاي مسئول مراجعه كنند و اگر آنها به وظيفه خود عمل نكردند، مردم موظفند به تكليف خود عمل كنند، قابل تفسير خواهد بود.

بنابراين وكيل مدافع شيطان بهتر است به جاي تعقيب قضايي حاج منصور به فكر تنبه موكل خود در تغيير رويه خود باشد، در غير اين صورت حاميان حزب اللهِ حاج منصور در دفاع از مداحِ ارباب آقا امام حسين(ع) طبق همان بند وصيت امام(ره) كوتاه نخواهند آمد!


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ساعت 11:34. - لينک ثابت


توهم عقب نشيني نظام، مشابه توهم تقلب!

موافقت مقام معظم رهبري با عفو تعدادي از متهمان جرايم امنيتي در آستانه عيد سعيد فطر اين توهم را در بين برخي عناصر فتنه گر اصلاح طلب ايجاد كرده است كه اين بخشش ها نوعي كوتاه آمدن نظام در مقابل اصلاح طلبان در شرايط نزديك به انتخابات مجلس نهم است!

در واقع اين طيف همان طور كه با توهم تقلب وارد فاز فتنه‌گري و آشوب عليه امنيت كشور شد و بعد در مرداب توهمات خود فرو رفت، در حال حاضر نيز با اين توهم كه نظام نيازمند ورود اصلاح طلبان به عرصه سياسي كشور است، آزادي متهمان جرايم امنيتي را در راستاي امتياز دهي نظام تعبير كرده و در اين خصوص در نشريات و رسانه هاي خود براي تجديد حيات خود دست و پا مي زند.

اين در حالي است كه اولا نظام جمهوري اسلامي نه از سر نياز و اظطرار سياسي‌، بلكه از روي سلوك اسلامي، ديني و انقلابي خود، به همه سليقه ها امكان ورود به عرصه داده است و البته اين به معني اين نيست كه خائنين به اسلام و انقلاب و مردم هم مي توانند از اين رآفت بهره مند شوند.

گروه موسوم به چپ كه به اسم اصلاح طلبي در 8 سال حكومت نقاب از چهره برگرفتند و سرمايه‌هاي اسلام و نظام و انقلاب را به حراج گذاشتند، در حوادث پس از انتخابات 88 با سوء‌استفاده از حيا و متانت نظام اسلامي و وسعت نظر ولي امر مسلمين، وقاحت و خيانت خود را به درجه آخر رساندند و كار را تا اهانت و توهين به اصل ولايت ائمه معصومين(عليهم السلام) و جسارت به ساحت سرور و سالار شهيدان امام حسين(ع) پيش بردند.

حال كه پياده نظام فريب خورده و مفلوك آنها كه فريب دغل بازي ها و سياه بازي سران خيانتكار فتنه را خورده بودند از گناه خود توبه و انابه كرده و خود و خانواده هايشان با تمام وجود اظهار پشيماني و ندامت كرده و مورد بخشش ولي امر قرار گرفتند، اين عروسك هاي خيمه شب بازي آمريكا و اسرائيل كه حتي از خوردن پول كثيف دشمنان وهابي- سعودي اهل بيت عليهم السلام هم ابا نكرده اند، توهم عقب نشيني نظام به سرشان زده و به دنبال طراحي براي آينده سياسي خود هستند!

غافل از اينكه نظام و مردم حداكثر با ارفاق و بلند نظري خود تنها به كساني اجازه برگشت در صحنه را خواهند داد كه مرزبندي شفاف با فتنه و سران خيانتكار آن داشته باشند و از آن جرثومه‌ها و ميوه هاي درخت زقوم جهنمي اعلام برائت كرده باشند.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 ساعت 15:53. - لينک ثابت


شتر سواري دولا دولاي شهرداري و نهادهاي ضدفرهنگي!

مسئولان ارشد! شهرداري تهران همچون صداوسيما و برخي از نهادهاي به ظاهر فرهنگي دولتي خيلي تلاش مي كنند از هر قشر جامعه براي خود حامي دست و پا كنند، حتي به قيمت فروختن آخرت خود و به حراج گذاشتن ارزشها و مقدسات ديني!

آنها از يك طرف چند مراسم در بزرگداشت شهدا با دعوت از خانواده هاي شهدا وجانبازان برگزارمي كنند تا قشر ايثارگر و متدين جامعه را با خود همراه نشان دهند و از سوي ديگر با سوء استفاده از نمادهاي مذهبي و ديني مثل اعياد و مناسبت ها، با برگزاري مراسم هاي خاص! ضمن توهين و دهن كجي به ارزش ها و مقدسات ديني،‌ در پي جذب قشر بي بندوبار و حريم شكنان جامعه هستند تا به خيال خام خود در روز مبادا! از آنها در جهت همراهي خود استفاده كنند.برگزاري مراسم هاي جشن به نام «نيمه شعبان» و با سوءاستفاده از نام مقدس و والاي حضرت صاحب الامر(عج)، توسط شهرداري و مشاركت صداو سيما و نهادهاي فرهنگي دولتي ديگر تنها بهانه اي بود تا متوليان مزوّر و ظاهرالصلاح فرهنگي، لجنزاري از گناه را براي چريدن عده اي بي قيدوبند فراهم كند تا آنها به مصداق «اولئك كالانعام بل هم اضلّ» پارتي هاي شبانه خود را به مدد شهرداري و مسئولان بي مسئول! ضدفرهنگي از خانه هاي خود به خيابان ها بكشند و به طور رسمي با اختلاط جنس نروماده خود به رقص و پايكوبي و لگدمال كردن ارزش ها و خون شهدا و مقدسات بپردازند. در اين بين مردم متدين و با ايمان كه برخلاف آن قشر ضدانقلاب بي بندوبار، همراهان هميشگي ولايت و نظام و انقلاب هستند، با برگزاري خداپسندانه و مهدوي مراسم جشن نيمه شعبان، خيانت مسئولان شهرداري و نهادهاي ضدفرهنگي را هم رصد كردند و همچون هميشه با بصيرت خود در موقع لازم جواب مناسب را به اين ظاهرالصلاح هاي باطن الخراب!! خواهند داد.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه یکم مرداد 1390 ساعت 9:43. - لينک ثابت


صداوسيما؛ دانشگاهي كه بايد اسلامي شود!

حضرت امام خميني(ره) در 29 اسفندماه 57 ضمن برشمردن اهميت خاص راديو- تلويزيون به عنوان يك دستگاه تربيتي، آن را يك «دانشگاه عمومي» خواندند كه لازم است تمام اقشار ملت توسط اين دستگاه تربيت شوند و فرمودند: «بايد اين دستگاه، دستگاهى باشد كه بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن كند، تمام را مبارز بار بياورد، تمام را متفكر بار بياورد، تمام اينها را مستقل بار بياورد، آزادمنش بار بياورد، از غربزدگى بيرون كند، استقلال به مردم بدهد». از سوي ديگر مقام معظم رهبري خلف صالح امام(ره) نيز بارها درباره نقش و اهميت اين دستگاه و لزوم حركت در مسير آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب و اسلام تاكيد فرموده و از صدا و سيما مطالباتي داشته‌اند كه اگر آن سازمان به اين منويات توجه جدي کند، به واقع می‌تواند نقش بزرگي در هدايت و ارتقای فكري و فرهنگي جامعه به عنوان يك دانشگاه عمومي ايفا کند. اگر كاركرد رسانه ملي را در قالب ابعاد مختلف فرهنگي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و عقيدتي تعريف كنيم، آنگاه اهميت والاي اين رسانه در شكل‌گيري افكار عمومي جامعه نمود بارزي پيدا خواهد كرد. متاسفانه آنچه از خروجي برنامه‌های اين سازمان عريض و طويل مشاهده می‌شود، فاصله‌اي بسيار با آنچه مورد نظر رهبر حكيم انقلاب و نياز اجتماعي است، دارد كه تبعات آن امروز گريبانگير مخاطب ميليوني اين جعبه جادويي شده است. در اين نوشتار به‌طور‌ اجمال به گوشه‌اي از «نقاط ضعف عملكرد» صدا و سيما در قالب ابعاد پيشگفته مي‌پردازيم.

 

ادامه مطلب در روزنامه وطن امروز...


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه هجدهم تیر 1390 ساعت 9:0. - لينک ثابت


هر طلبه اي عالِم به عرصه سيمرغ نيست!

مطلبي از طلبه جواني به نام سيدرضا بحرالعلوم ميردامادي" در سايت شيعه آنلاين با عنوان "روز عاشورا روز شادی و مسرت اهل بیت نيست" خواندم كه واقعا از اين همه وقاحت و جسارت برخي در لباس روحانيت به علماي عرفان متاثر و غمگين شدم. اين مطلب را كه براي سايت شيعه‌آنلاين هم ارسال كردم در وبلاگ قرار مي دهم:

اين طلبه كه با پوشيدن لباس مقدس روحانيت، توهم علامه بودن برداشته است در اين مطلب تنها با انتخاب چند خط از كتاب گرانسنگ صدها صفحه اي «روح مجرد» تاليف علامه سيد هاشم حداد(ره) و علامه طهراني(ره)بزرگوار حضرت آيت الله حسيني طهراني(ره)، و با فهم وارونه و ناقص خود كه برگرفته از عدم معرفت و شناخت حداقل هاي عرفاني است، به خود اجازه داده به شخصيت والا و ارجمند عارف واصل حضرت سيد هاشم حداد(ره) كه از شاگردان مبرز استادالعارفين حضرت آيت الله قاضي(رض) است (و حضرت امام(ره) در مورد ايشان فرمودند: "قاضي كوه توحيد است")، توهين و جسارت نمايد.

علامه طهراني(ره) در قسمتي از اين كتاب وزين به حالات عرفاني حاصل از نفحات جماليه و جلاليه سيدهاشم حداد(ره) اشاره مي كند و ضمن بيان تاثر و تالم عميق اين عارف واصل در عزاي حضرت سيدالشهداء(ع)، در قسمت ديگري مي نويسد: « در تمام دهه‌ی عزاداری، حال حضرت حدّاد، بسیار منقلب بود. چهره سرخ می‌شد و چشمان، درخشان و نورانی؛ ولی حال حزن و اندوه، در ایشان دیده نمی‌شد؛ سراسر ابتهاج و مسرّت بود و مي فرمود: چقدر مردم غافلند که برای این شهید جان باخته، غصّه می‌خورند و ماتم و اندوه به پا می‌دارند. صحنه‌ی عاشورا، عالی‌ترین مناظر عشقبازی است؛ و زیباترین مواطن جمال و جلال الهی، و نیکو ترین مظاهر اسماء رحمت و غضب؛ و برای اهل بیت جز عبور از درجات و مراتب، و منسلخ شدن از مظاهر، و تحقّق به اصل ظاهر، و فنای مطلق در ذات احدیّت چیز‌ی نبوده است....»

حال اين طلبه خودبزرگ بين بدون كمترين دانش نسبت به مباحث عميق عرفاني و اينكه امثال جناب سيد هاشم حداد(ره) انسان هاي وارسته از عالم كثرات و ظلمات دنيوي هستند و قادر به مشاهده عالم معنا با چشم حقيقت‌بين مي باشند و طبيعتا صحبت هاي آنها را بايد در آن قالب شناخت و تفسير كرد، اقدام به بيان مطالب سخيف و توهين وار به آن عالم عامل نموده است كه دل هر اهل دلي را به درد مي ورد.

بنده حقير با شناخت ناقص و در حد وسعي كه از حضرت سيدهاشم حداد(ره) دارم و بدون داشتن لباس روحانيت و ادعاي عالمي! به اين اندازه مي فهمم كه شخصيت هايي چون حدادها(ره)،‌ قاضي ها(ره)، بهجت ها(ره) و... آنقدر از جايگاه والاي توحيدي و عرفاني برخوردارند كه نتوان به سادگي به آنها انتقاد كرد، چه رسد به اينكه زبان به توهين و نفي و هتك آنها باز كرد.

 

جناب بحرالعلوم! شما كه خود را درياي علم مي داني آيا فكر كرده اي چرا حضرت زينب سلام الله عليها در مورد حادثه بزرگ عاشورا و با ديدن آن همه مصيبت غم افزا فرمودند: « ما رايت الا جميلا» ؟! حتما اگر با اين استدلالي كه حرف هاي حضرت حداد(ره) را تحليل كرده ايد بخواهيد در مورد اين جمله تفسير كنيد، چيزي جز نفي و انتقاد به آن بانوي گرامي(س) نخواهيم شنيد!

پوشيد لباس روحانيت تنها دليل عالم بودن نيست، اگر زحمت كشيديد و همچون حداد(ره) ها وارد گود عمل شديد و علم را به لباس فاخر عمل پوشانديد، آنوقت شايد كمي از خودبزرگ بيني كم كنيد و به فكر اصلاح برآييد، كه فرموده اند: « عالم شدن چه آسان، آدم شدن چه مشكل!».

حقير پيشنهاد مي كنم در مورد عاقبت كساني كه به اولياء الهي و عارفان واصل توهين نموده اند كمي تحقيق كنيد، حتما به دردتان مي خورد!


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ساعت 14:36. - لينک ثابت


راه پيمايي سكوت يا دق مرگي پس مانده هاي فتنه

بيست و دوم خرداد، سالگرد حماسه بزرگ مردم ايران اسلامي گذشت و پس مانده‌هاي فتنه كه از يك ماه پيش با پيشنهادهاي مسخره و مفلوكانه خود نظير "راه پيمايي سكوت" سعي در القاء انگيزه براي حضور اعتراض آميز حاميان خيالي خود در سالگرد شكست سخت خود به خيابان ها داشتند، با آرامي تهران و شهرهاي بزرگ مفتضح تر از هميشه شدند.

اين افتضاح قبلا براي سلف مفلوك آنها نظير بهاءالله مهاجراني و... با پيشنهادهاي مضحكي چون درازگوش تروا به بار آمده بود، و حال با تكرار اين دست هجويات، تنها سبب انبساط خاطر مردم را فراهم مي كنند.

جنبشي به نام سبز امروز به همان اندازه داراي حيات است كه جسد موميايي شده مادربزرگ خاندان فرعون مصر!

 امروز تنها جنبشي كه از اين جماعت متوهم باقي مانده، جنبش سروگوش پس مانده هاي خارج نشين است كه از پشت صفحه هاي مانيتور و كيبورد، به حرّافي و شير كردن حاميان خيالي داخلي مشغولند.

 

براي عذاب روح جن بش سبز! «مائة مره» لعنت!!


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 ساعت 17:20. - لينک ثابت


الماس انقلابي، جواهري براي شكاف سنگ خاراي دشمن!

پخش مستند "الماسی برای فریب" در شب 19 خرداد از رسانه ملی، به واقع به مثابه يك شوك براي آمريكا، اروپا، سازمان هاي جاسوسي و ضدانقلاب خارج نشين و پس مانده هاي فتنه سبز بود.

"الماس" از كربن "خالص" تشكيل شده و سيستم تبلور آن كوبيك است، جواهري زيبا، كم نظير و گران قيمت؛ و در مقابل "گرانيت" يا سنگ خارا سنگي سخت با بافت هاي ريز و درشت است.

"الماس فريب" روايت يك نمونه از الماس هاي انقلابي و گران قيمت نظام جمهوري اسلامي ايران است كه با تكيه بر درجه خلوص ايماني و تعهد انقلابي توانست به سان يك ابزار برشِ كم‌نظير، فريب و توطئه دشمنان انقلاب اسلامي را به زيباترين وجه شكاف دهد و با ديگر قدرت اطلاعاتي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران را به رخ جهان بكشد.

سردار مدحي فرزند واقعي روح الله(ره)، اين الماس ارزشمند و باعظمت است كه با ايمان و اعتماد به نفس و وفاداري انقلابي توانست تا قلب فتنه و گرگ هاي ضدانقلاب نفوذ كند و پرچم اقتدار و عظمت جمهوري اسلامي را بر تلّ فرو ريخته شده از هيمنه پوشالي امنيتي- اطلاعاتي غرب برافراشته سازد.

سران آمريكا، رژيم صهيونيستي، نمايندگان مقامات ارشد فرانسوي و غربي و افرادي چون هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، جو بایدن معاون اوباما و دنیس راس نماینده ویژه اوباما در خاورمیانه از جمله كساني بودند كه در جریان پروژه هوشمندانه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به شدت بازی و فريب خوردند.

آنها كه در فيلم هاي هاليوودي با استفاده از قهرمانان توخالي و پوشالي سعي مي كنند سازمان هاي اطلاعاتي خود را متبحرترين و با نفوذترين سازمان‌ها نشان دهند و چهره اي غيرقابل دسترس از خود به مخاطبان دنيا عرضه كنند؛ در مقابل پروژه هاي امنيتي جمهوري اسلامي نظير آنچه در جريان دستگيري ريگي، جاسوسان آمريكا،‌ پروژه الماس فريب و ... انجام شد، به شدت آسيب پذير و شكننده نشان دادند و در مقابل عظمت جمهوري اسلامي زانو زده و انگشت حيرت بر دهان گرفته اند.

در اين ميان عروسك هاي خيمه شب بازي مفلوكي چون عليرضا نوري زاده سعي كردند در مقابل اين افتضاح با خنده دارترين وجه ممكن موضع گيري نمايند،‌ ولي چهره هيجان زده و فريب خورده آنها در مقابل دوربين و ادعاهاي متوهمانه آنها، خصوصا آن مهره 9سال تربيت شده صهيونيست ها (اميرحسين جهانشاهي)، هيچگاه از ذهن مخاطبين "الماسي براي فريب" پاك نخواهد شد.

 

البته نكته قابل تامل، مهره مفلوك تر از آنها و وابسته به جريان انحرافي دولت است! كه سعي كرد با "مهره سيا" خواندن سردار مدحي در خبرگزاري و روزنامه تحت مديريت خود، همچون روند گذشته در راستاي اهداف دشمنان حركت كند.

 

و مكرو مكرالله والله خيرالماكرين...


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در شنبه بیست و یکم خرداد 1390 ساعت 15:51. - لينک ثابت


از عرفان ولايي تا عرفان شيطاني جريان انحرافي!

بسياري از بزرگان و علما همچون علامه مصباح يزدي نسبت به خطر جريان نفوذي با تعابيري چون فراماسونري و رمال و جن گير و... هشدار داده اند. دستگيري برخي عوامل انحرافي اين جريان نظير عباس غفاري و علی یعقوبی و اعترافات آنها نشان از روند خطرناكي است كه ادامه آن مي تواند فتنه هاي بزرگتري را براي نظام و انقلاب پديد آورد.

برادرمان دكتر احمدي نژاد! نيز آنقدر مفتون سحر خنّاسان شده كه از راس آنها به عنوان "قله"! ياد مي‌كند. تعابيري اينچنين از رئيس جمهور درباره مشايي و اصرار بيش از اندازه و غيرمعقول ايشان از اين شخص تا جايي كه حتي حاضر است به خاطر آن خانه نشين شده، فكر استعفا بكند و در يك كلام مشايي را به ولايت فقيه ترجيح دهد، بيانگر نفوذ فكري و عقيدتي ويژه آن شخص در رئيس جمهوري است كه تنها بواسطه اعتماد راي اكثريت به ولايتمداري اش توانسته است دو دوره بر مسند رياست قوه اجرايي كشور بنشيند.

از آنجا كه ولايتمداري و عشق به آن تنها از يك باور و عقيده و ايمان دروني نشآت مي گيرد و از طرفي عقبه فكري و عملي احمدي نژاد نشان داده كه باطنا ولايتمدار است، لذا تنها يك "باور" و "ايمان قلبي" محكم مي‌تواند آنچنان روي شخص ولايتمدار و اصولگرايي چون احمدي نژاد تاثير بگذارد كه در عمل تا مرز نفي اصولگرايي و ولايتمداري پيش رود!

به عبارت بهتر بايد گفت به احتمال بسيار زياد و با توجه به شواهد و قرائن و نظرات بزرگان و علما، احمدي‌نژاد از مشايي "موضوعي" ديده است كه برايش "حجت" شده است، آنچنانكه مي گويد ديگران هنوز او(مشايي) را نشناخته اند!

اما آن "حجت" چيست؟ آيا اصولا هر چيز ماورايي و خارق العاده مي‌تواند "حجت" باشد؟ و آيا حجتي كه احمدي نژاد از مشايي دارد، شرعي است يا حجتي غير شرعي؟!

پاسخ به هر يك از اين سوالات خود مثنوي هفتاد من كاغذ مي طلبد، اما اجمالا با رجوع به افكار و آراء بزرگان علم و عرفان كه به واقع خود آيتي بزرگ در حوزه عرفان ناب شيعي هستند، نظير آيت الله قاضي(رض)، آيت الله انصاري همداني(رض)، آيت الله بهاءالديني(رض)، آيت الله بهجت(رض)، آيت الله امام خميني(رض) و... مي توان دريافت كه اولا: هر امري كه از طريق رياضت و تلاش نامتعارف به دست آيد شرعي نيست و ثانيا هرآنچه از ماوراءالطبيعة در اين خصوص حاصل شود، "حجت" به حساب نمي آيد.

حال اگر خوشبينانه بپذيريم كه مشايي به عنوان راس جريان انحرافي از طريق رياضت به جاهايي رسيده است (چون ممكن است دريافت برخي مسائل از طريق جن گير و رمال و ساحران بوده باشد!)، دليل ندارد آن چيز يا آن چيزهايي را كه به آن رسيده و به احمدي نژاد نيز ارائه كرده است، اينچنين تا حد "حجت" براي رئيس‌جمهور تلقي شود.

كشف و شهود عالم معنا و رسيدن به حقايق امور و مشاهده سرّ، تنها از طريق سيروسلوك الي الله و اذن ذات اقدس الهي قابل حصول است كه با توجه به مواضع و ديدگاه هاي التقاطي شخص مشايي و نظرات شاذ و غيرقابل دفاع او در حوزه هاي مختلف ديني و مهمتر از آن تقابلي كه رويكرد او وجريان انحرافي اش با نظرات ولي امر مسلمين و حزب الله و مردم انقلابي دارد، چنين كراماتي از او كاملا منتفي و بعيد است.

بنابراين "حجت" رئيس جمهور از مشايي (با خوشبينانه ترين حالت) احتمالا تنها محدود به برخي پيش گويي‌ها و بيان باطن و سرّ است كه طبق نظر علما و عرفاي اهل معنا اين توانايي از افراد غيرصالح و شيطان صفت هم قابل ديدن است و نمونه آن هم بروز برخي رفتارهاي خارق العاده در مرتاض ها و رياضت كش هايي است كه هيچ اعقتادي به خدا و پيغمبر و دين ندارند.

از طرفي اگر بنا بر كشف و شهود و كرامات خاصّه باشد، مقام معظم رهبري به عنوان سلف صالح آيت الحق والعرفان امام خميني(ره) و ولي امر مسلمين جهان، از همه اولياء الهي شاسته تر به درك عالم معنا و كسب فيوضات و اشراقات قدسيه در سايه سار ولايت عظماي حضرت بقية الله الاعظم اروحنا فداه(عج) هستند و پيروي مطلق از ايشان واجب عيني است.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ساعت 15:29. - لينک ثابت


سخن شاگرد جناب شيخ رجبعلي خياط به احمدي نژاد

با حضور رئيس جمهور در جلسه هيات وزيران و اعلام وفاداري مجدد به ولايت و انقلاب، اميد دشمنان انقلاب به ياس تبديل شد و روياي شيرين آنها براي فاصله گرفتن احمدي نژاد از رهبري فرزانه و ولايت به كابوس بدل شد.

در اين خصوص دل هاي مؤمنين كمي آرام گرفت و اميدها زنده شد، اما تا چشم فتنه در دولت كور نشود، دل نگراني هاي مردم انقلابي و ولايتمدار همچنان ادامه خواهد داشت. همان فتنه اي كه مدت ها است دست به تصفيه حزب الله واقعي و ولايتمداران انقلابي از اطراف رئيس جمهور محبوب و مكتبي زده و چندي است به بهانه دفاع از رئيس جمهور، بيشترين توهين ها و تخريب ها را نثار حزب الله و حاميان اصلي ايشان نموده است، كه اميد است با درايت و هوشمندي ويژه اي كه از رئيس جمهور سراغ داريم، زهر اين جريان دفع گردد.

در اين خصوص بيان نظرات يكي از شاگردان بزرگوار و اهل معناي جناب شيخ رجبعلي خياط(ره) كه عمري را در وادي معنا، تزكيه و سيروسلوك الي الله گذرانده‌‌اند، در مورد آقاي رئيس جمهور خالي از لطف نيست:

 

ايشان در قسمتي از سخنان خود با اشاره به آقاي احمدي نژاد فرمودند: "هيچ كسي جز ولايت و خدا در قبر به كمك تو نمي آيد. آن كسي را كه خيلي دوست داري! و با تمام وجود به او اعتقاد داري!، آنجا نمي تواند كوچكترين كمكي به تو بكند.

ايشان در ادامه فرمودند: آقاي احمدي نژاد! حاج منصور ارضي با تو است و تو را دوست دارد كه انتقاد مي‌كند، هيآتي ها و متدينين شما را دوست دارند كه انتقاد مي كنند، مبادا اين ها را از خود دور كني و..."

 

انشاءالله با دعاي مردم ولايتمدار و دل پاك اولياء الهي، فتنه جديد نيز از سر نظام بركنده شود.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ساعت 10:34. - لينک ثابت


دولت سايه مشايي، تقابل آشكار با ولايت

چند ساعت پس از خبر افاضه اسفنديار مشايي در خصوص كم كاري و ضعف نهادهاي اطلاعاتي در خصوص مسائل منطقه(!) و در حالي كه اين جريان انحرافي عليرغم كشتارهاي فجيعانه شيعيان و مسلمانان منطقه، با تحليل هاي آبكي خود (كه آن را بازي آمريكا و غرب مي داند) از موضع گيري صريح دولت در خصوص مردم ستمديده منطقه جلوگيري كرده است، سايت اطلاع رساني دولت خبر استعفاي وزير اطلاعات را اعلام كرد و اينچنين مشخص شد كه طبق روال گذشته هر كس از دولت بركنار يا استعفا مي دهد موضوع به طور قطع مربوط به مشايي است.

در دولت نهم نفوذ مشايي را به پررنگي پس از انتخابات 88 عيان نكرده بودند!، اما گويا باد 25 ميليون راي انتخابات دهم بعضي ها را در دولت به اين توهم انداخته كه به پشتوانه آن راي ها هر چه گويند و هر چه كنند، وفق مراد ملت است.

اين در حالي است كه بدون شك اكثريت غالب كساني كه به اين دولت راي مجدد دادند، در غايت هدف و انگيزه خود، نزديكي ديدگاه هاي رئيس جمهور با ولي امر مسلمين را در نظر داشتند، آنچنان كه معظم‌له خود نيز در نماز جمعه پس از انتخابات فرمودند.

اما امروز پس از گذشت قريب به 2 سال هرآنچه كه امت حزب الله مي بينند، يكه‌تازي بلامنازع اسفنديار مشايي در دولت است. با يك مرور اجمالي بر تمام عزل و نصب هاي اين دوره دولت با اطمينان مي توان دريافت كه تقريبا دليل تمام اين جابجايي ها بطور مستقيم و غير مستقيم به اراده شخص مشايي برمي گردد.

بهترين تعبيري كه مي توان براي روند فعلي جريان مشايي بكار برد، دولت سايه است. حكمراني مطلق مشايي بر كليدي ترين نظرات و موضع گيري هاي دولت همچون "دولت سايه" امور مملكت را به دست گرفته و احدالناسي جز مقام رفيع ولايت قادر به ايستادگي در برابر آن نيست.

بعد از سخنان صريح مقام معظم رهبري در نماز جمعه اي كه در آن اظهار دوست بودن ايران با مردم اسرائيل را "حرف غلطي" ناميدند و نيز در جريان عزل حكومتي مشايي از معاونت اولي رئيس جمهور، اين براي سومين بار است كه معظم له با عدم پذيرش استعفاي آقاي مصلحي از وزارت اطلاعات، به طور قاطع و غيرمسقيم با نظر ضدولايي مشايي مخالفت كرده اند.

مگر براي عدم مشروعيت يك فرد، همان يكبار اعلام نظر مبارك مقام رفيع ولايت كافي نيست كه حال بعد از سه بار تقابل با نظر معظم له همچنان بايد شاهد فعاليت اين فرد در دولت برآمده از راي ولايت مدار مردم باشيم؟!


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 ساعت 9:56. - لينک ثابت


حاج منصور! پرچمت، پرچم حزب الله است

بدون اغراق حاج منصور ارضي را بايد "سرور المادحين" ناميد. سبك و سلوك خاص و يگانه حاج منصور ارضي  ادامه راه استاد باتقوايش مرحوم سيد علي آقاي ميرهادي شاگرد آشيخ محمد حسين زاهد از عرفاي اهل دل و ولايي است كه پايه‌گذار اين سبك از مداحي بوده است.

مداحي، روضه خواني و وعظ همراه با تزكيه نفس از ويژگي هاي شاخص اين مداح بزرگ اهل بيت(عليهم‌السلام) است كه شمع محفل و استاد گرانمايه همه مداحان صاحب نام امروز است.

حاج منصور ارضي فقط و فقط مداح ولايت اعظم است و تبلور مداحي او بر اهل بيت عصمت و طهارت و به خصوص حضرت سيدالشهداء (عليهم السلام)، در ولايت پذيري و انقلابي بودن او جلوه گر است، آنچنان كه خط سياسي او همان خط امام(ره) و مقام معظم رهبري يعني "سياست ما عين ديانت ما" است.

اشتباه كرده اند آنها كه تصور كرده اند مي توانند "حمايت" حاج منصور از خود را به "مداحي" هميشگي از خويش تغيير دهند.

حاج منصور ارضي و به تبع او كثير حزب الله عاشق او كه تا به حال در تمام مسائل ريز و درشت انقلاب، حرف دل خود را از زبان اين مداح عرشي شنيده اند، خط شان خط ولايت و آرمان هاي "انقلابي" است كه حركتش امتداد خط خاتم الانبياء(ص) و اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) است.

در اين خط ولايي چيزي به نام ملي گرايي و مكتب ناسيوناليستي نظير "مكتب ايراني" و از اين نوع اراجيف موهوم برگرفته از تفكرات التقاطي از دين و سياست و عرفان به هيچ وجه من الوجوه وجود ندارد!

بنابراين آنها كه تصور مي كنند با شكايت و تهمت و تخريب مي توانند پرچم ولايي "سرور المادحين" را زمين بزنند، كور خوانده اند. آنها شايد بتوانند تمام مسئولين و صاحب منصباني را كه جرمشان رفتن به مسجد ارك يا انتقاد از اين خط التقاطي و منحرف است را قلع و قمع و تهديد كنند، اما درافتادنشان با مداح عرشي مردم و حزب‌الله، تنها به شكاف بيشتر با اين راي حداكثري! و انزجار آنها از خود منجر خواهد شد.


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ساعت 15:31. - لينک ثابت


كشف حجاب، نتيجه تساهل مسئولان

اين روزها در خيابان هاي تهران شاهد افزايش كشف حجاب اززنان و دختران هرزه اي هستيم كه بدون توجه به قانون و مقررات حقوقي، عرفي و شرعي جامعه با كمال جسارت و گستاخي اقدام به برداشتن پوشش سر خود در ماشين و خيابان ها مي كنند.

اين اقدام آنها بيش از آن كه جنبه بي توجهي به ارزش ها و اخلاق اسلامي داشته باشد، نوعي دهن كجي به انقلاب و نظام و آرمان ها و خون شهدا است.

تا پيش از اين ها اگر موضوع بي حجابي و پوشش هاي زننده به خاطر سياست هاي ضدفرهنگي و ضداخلاقي دولت اصلاحات بود، امروز بي توجهي و بعضا حمايت مسئولان ارشد دولتي از آزادي پوشش تا جايي پيش رفته كه منجر به كشف حجاب آن هم با انگيزه هاي سياسي شده است.

متاسفانه مقوله بي حجابي از آن چالش هايي است كه امروز به واسطه بي توجهي و حمايت تلويحي نهادهاي ظاهرا فرهنگي نتايج اسف باري در روح و روان اجتماعي ايجاد كرده و ادامه روند بي توجهي به آن قطعا به فاجعه هايي چون "انقلاب جنسي" منجر خواهد شد.

تا به حال مشكل پوشش هاي زننده و بسيار سخيف در دانشگاه ها، اماكن عمومي و سطح شهر وجود داشت، اما امروز بايد بواسطه گفتارهاي نسنجيده و عملكرد نسنجيده تر مسئولان شاهد كشف حجاب زنان و دختران در خيابان باشيم.

آيا مسئولان فرهنگي و انتظامي كشور كه مقام و موقعيت خود را مديون خون شهدا و آرمان ها و ارزش هاي اسلامي هستند به فرداي قيامت ايمان ندارند و سخن از حساب و كتاب و خدا و پيغمبر(ص) تنها لقلقه زبان شان و تامين كننده منافعشان است؟!

خانواده هاي معظم شهدا كه جوانان خود را براي استحكام و برقراري احكام الهي تقديم انقلاب كرده اند و همه مردم مومن و متعهد ايران اسلامي كه اكثريت مردم كشور را تشكيل مي دهند و راي اكثريت آنها تعيين كننده شخص دوم مملكت بوده است، امروز از وضع حجاب و پوشش زننده جامعه به ستوه آمده اند.

ادامه اين روند فطعا فاجعه بار خواهد بود و همانطور كه باعث رويگرداني آنها از اصلاحات شد، در صورت عدم توجه جدي به موضوع بي حجابي و كشف حجاب، رويگرداني اين حاميان هميشگي انقلاب و ولايت را از مسئولان فعلي را نيز درپي خواهد داشت.

تساهل در برخورد با بي حجابي و كشف حجاب، علاوه بر داشتن تبعات سياسي، ضربه هاي جبران ناپذيري بر پيكر اجتماع و روح و روان جامعه خواهد داشت و تر و خشك را با هم خواهد سوزاند! مسئوليني كه در سخنراني هاي خود مردم را در مورد وقوع زلزله و بلا بر اثر گناهان انذار مي دهند، خود نيز در برخورد با بي‌حجابي ها و كشف حجاب ها كه منشاء گناهان است عملگرا باشند!


 

نوشته شده توسط مصطفی بخشي در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 ساعت 15:46. - لينک ثابت