زماني كه پس از رحلت امام(ره) حزب كارگزاران سازندگي با حمايت مستقيم مالي و معنوي(همه جانبه)رئيس جمهور وقت پا به عرصه فعاليت رسمي گذاشت، كمتر كسي فكر مي كرد كه روزي عناصر شاخص اين گروه بتوانند با تاثيرگذاري خاص بر ايشان به عنوان يكي ازاستوانه هاي نظام،وي را به ابزاري براي پياده سازي اهداف خودتبديل كنند.ايشان كه خود ازداغترين انقلابيون حامي ارزشهاي والاي انقلاب بوده و دراين راه سختي هاي قبل وبعد انقلاب نظير تروررا تحمل نموده بود، به يكباره پس از جنگ و فارغ شدن كشور از بحران آن،با تاثيرپذيري ازايشان تمام هشت سال رياست جمهوري خود را به پياده نمودن قسمت اعظمي از خط مشي هاي اقتصادي و فرهنگي ايشان كه برگرفته ازتفكرات ليبراليستي و فئودالي سرمايه داري غرب بود اختصاص داد.
مطالعه شخصيتهاي نزديك به ايشان موسوم به كارگزاران و بررسي آرا و نظرات ايشان پيرامون اقتصاد، فرهنگ وسياست و بعد مقايسه ميزان تحقق نظراتشان بصورت عملي با رويكرد سياسي، اقتصادي و فرهنگي كشوردرطي دوران هشت ساله سازندگي، و ادامه آن روند درهشت ساله اصلاحات،نشان از عمق تاثيرگذاري اين افراد برايشان و به تبع آن سياستهاي اجرائي كشوردر16 سال قدرت اجرائي آنها دارد.
پياده شدن سياستهاي اقتصادي منطبق با دنياي سرمايه داري و درنتيجه بوجودآمدن شكاف طبقاتي،افزايش تبعيض و فقردرپشت شعارهاي پررنگ ولعاب سازندگي كه بصورت مشعشع ازتريبونهاي تبليغاتي كارگزاران تبليغ مي شد،افزايش فساد اداري، بالارفتن توقع مديران بي مايه باعدم كارآئي وگرايش شديداين تكنوكراتهاي نوكيسه به تجمل ،افزايش رانت خواري و اختلاس و...همه ازصدقه سروجود كارگزاراني مثل مرعشي ها، عطريانفرها،كرباسچي هاو...دراطراف رئيس جمهوروقت و تاثيرات شگرف برايشان است.جالب اينجاست كه وقتي كسي ازآنها مثل كرباسچي به جرم اختلاس ميلياردي محاكمه شد،شعار"كرباسچي قهرمان" را همان سرمايه دارهاي بالاشهري به دروديوارشان نوشتند و دفاع كردند.
البته خيلي از دلسوزان انقلاب ورهبري بارها ودر حالي كه رئيس جمهوروقت هميشه تاثيرپذيري خود از اين افراد را رد مي نمود،هشدار ميدادند،تا اينكه در انتخابات مجلس ششم ورياست جمهوري نهم شكست سنگين ايشان(رئیس فعلی مجمع تشخیص!)، ميزان مقبوليتشان براي اداره امورعمومي جامعه و دربين مردم انقلابي ودرصحنه را نشان داد.
امروزنيزدرحالي كه اكثريت قريب به اتفاق مردم بعنوان صاحبان اصلي انقلاب،يكپارچه موضعي واحدي را درمساله هسته اي ودرمقابل زياده خواهي هاي غرب وامريكا گرفته و ازمسئولين پرونده وشخص دكتراحمدي نژاد دفاع مي كنند،صحبتهاي منفعلانه و ازسرذلت افرادي نظيرمرعشي وعطريانفرو تبلور آن در مواضع و سخنراني هاي يك بام و دوهواي بزرگترهاي وي!،نشان ازحركت جدي وفعال اين گروه براي مطرح شدن مجدد درعرصه سياسي به هرقيمتي و به هرهزينه اي دارد.
شايعه سازي هاي بسيارمخرب وشگفت انگيزيكي ازكارگزاران و پس مانده باند مهدي هاشمي معدوم يعني جناب عطريانفر و نيز دامن زدن به شايعات اخيرنظيرشايعه وخامت بيماري رهبري وياعدم حمايت رهبري ازرئيس جمهور درمساله هسته اي و...ونيزعدم موضع گيري صريح وشفاف بزرگترهاي وي دراين موارد،به شدت دوران مهدي هاشمي ها وشيخ ساده لوح رابه ذهن متبادرمي سازد.
