تبليغاتX
شاهراه عدالت


چند روزقبل نامه اي سرگشاده تعدادي ازاقتصاد دانان به رئيس جمهور و انتقاد آنها از وضعيت اقتصادي كشور منتشر شد و از طرفي ديگر نيز عده اي از اقتصاد دانان صندوق بين المللي پول نيز نسبت به رشد اقتصادي ايران در موارد مختلف، اعلام نظر كردند.در اين رابطه پرداختن به چند نكته قابل توجه است:

 

          ۱. در بين امضاء كنندگان اين نامه سرگشاده چند اسم جلب نظر مي كند: سعيد شيركوند معاون سابق وزارت اقتصاد،احمد ميدري و علي قنبري نمايندگان مجلس ششم،محسن رناني معاون سابق مركز پژوهشهاي مجلس،حسين راغفر،عباس تكيه،حسين عبده تبريزي دبركل سابق بورس،جعفر عبادي معاون سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي و محمد ستاري فر رئيس سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور! و...كه اكثر اين افراد از مهره هاي اقتصادي هشت ساله حكومت اصلاح طلبان وقبل از آن در دولت و مجلس هستند!.

        ۲. اين افراد قبل از اين هم نامه اي نوشته بودند و در آن با سياه نمائي اوضاع اقتصادي پيش بيني هاي عجيب و غريب درباره شكست سياست اقتصادي دولت مطرح كردند،جالب آنكه نتنها دولت دچار شكست اقتصادي نشد،بلكه با راهكارهاي كاملا كارشناسي و البته منطبق با شعار عدالت محوري،رونق رشد اقتصادي را آنچنان سبب شد كه از يكطرف تحسين كارشناسان بانك جهاني پول را برانگيخت و از طرفي ديگر باعث استمراراميد مردم كشور به رئيس جمهور و اقدامات دولت نهم در داخل شد، كه از آن جمله سهام عدالت و توزيع ثروت در سطح استانها بود.اما در مورد آن قسمت از گراني ها و مشكلاتي هم كه وجود دارد، صرف نظر از ميزان تاثير سياستهاي غلط اقتصادي دولت هاي قبل، به خصوص در مسائلي چون "مسكن"و...، مشكلاتي وجود دارد كه منشا آنها دخالت مستقيم مافياي ثروت و قدرت در اين زمينه ها است،وگاهي با انطباق اين مشكلات يكباره و شوك آور، با برخي جهت گيري هاي اين اقتصاد دانها، به نظر مي رسد رابطه اي پنهان و دو طرفه اي بين آنها براي تئوريزه كردن و عملي شدن چالشهاي اقتصادي در جامعه وجود دارد!.

        ۳. جالب اينكه افراد مذكورهدف خود را از تدوين اين دونامه، شرمنده نشدن در پيشگاه مردم اعلام نموده اند!!.معلوم نيست آقاياني كه سالها نظريه پرداز و تصميم ساز و تصميم گير سياستهاي اقتصادي كشور بوده اند و با جهتگيري هاي ضد عدالتمند خود باعث ايجاد شكاف هاي طبقاتي و تمركز ثروت در دست عده اي خاص شده و از طرفي فشار هاي تورمي و فقرو گراني را سالها بر مردم تحميل كرده و فسادها و اختلاس هاي ميلياردي را سبب شدند، چطور به يكباره به فكر مشكلات افتاده اند! مگر نه اينست كه امثال جناب ميدري در مجلس اصلاحات و آقاي شيركوند در دستگاه اقتصادي دولت اصلاحات سالها حكم خود راندند و زحمت مردم دادند؟! ، آقاي ستاري فر كه  سالها در سمت رياست مهمترين سازمان يعني مديريت و برنامه ريزي كشور،به ديكته كردن سياستهاي اقتصادليبرال سرمايه دارپرداخت و ارزشهاي والائي چون "عدالت" را به دست خود و معاونين اقتصادي اش قرباني نمود، چه حقي دارد كه درباره مشكلات اقتصادي اين چنين اظهار نظر كند؟

ايشان كه دم از دغدغه براي مردم مي زند، به همراه معاون سابق اقتصادي خود يعني "تاجگردون" مدام با برپائي سمينار و همايش در دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه و ...كارشناسانه ترين،  بهره ورترين و شجاعانه ترين تصميمات اقتصادي دولت نظير "بودجه عملياتي"، "تفكيك سازمان مديريت استانها از سازمان مركز" و"سهام عدالت" و...را به دليل اينكه تنها با سياستهاي سرمايه سالار آقايان متضاد هست، زير سوال مي برند! و با دادن آمار و ارقام غيرواقع و مغرضانه سعي در به چالش كشيدن دولت نهم دارند، والبته بعد از انتخاب فرهاد رهبر بعنوان رئيس سازمان مديريت هم تا حدودي موفق به جذب نظرات افرادي چون جعفر عبادي و غيره شده وكار را حتي تا استعفا و ايجاد خدشه در تصميمات دولت كشاندند،كه البته با هوشياري شخص رئيس جمهور موفق نشدند.

         ۴. با جمع بندي و دركنار هم قرار دادن نظرات سياسي،اقتصادي،فرهنگي واجتماعي مثلث شوم حلقه قدرت و ثروت در نشريات و رسانه هائي چون: كارگزاران،هم ميهن،اعتماد ملي،اعتماد،آفتاب يزد،اقتصاد و غيره، و تامل و مقايسه آنها با يكديگر، آنچه حاصل مي شود تلاش شبانه روزي و مستمر قدرت و ثروت از دست دهندگان است براي سياه نمائي تمام عيار از وضعيت كشور و زير سوال بردن رئيس جمهور مستقلي است كه عدالت طلبانه كابينه خود را مدام به سفرهاي استاني برده و تا 2 بعد از نيمه شب جلسات موثر و كيفي براي ارتقاي سطح رفاه مردم و عمران و آبادي كشوربرقرارمي كند.ودر حوزه بين اللملي نيز وجهه مثبتي بين ملتها پيدا نموده است.پر واضح است كه امثال جناب ستاري فري كه در زمان امام(ره) هم براي سياه نمائي اوضاع نامه سرگشاده خطاب به ايشان نوشتند و در نوشاندن جام زهر به حضرتش دست داشتند!،امروز هم از به چالش كشيدن فرزند انقلابي او در دولت نهم هم ابائي نداشته باشند.

                                                                                        

آنچه در پايان قابل توجه به نظر مي رسد،لزوم هوشياري اصولگرايان واقعي است كه در حوزه هاي مختلف قصد خدمت واقعي به نظام و مردم را دارند.آنها نبايد فراموش كنند كه همانهائي كه با پشتيباني همه دشمنان داخلي و خارجي نتوانستند رئيس جمهور شوند،مي توانند براي فريب افكار عمومي،به هر حربه اي متوسل شوند،نظیرنوشتن نامه هاي اينچنيني و تخريب و ايجاد تشويش و ياس از طريق رسانه هاي مزدبگيرخود.بنابراين شرط اصولگرائي واقعي ايجاب مي كند تا همه مدعيان اصولگرائي از پتانسيل خود براي دفاع از رئيس جمهورو عَلم عدالت طلبي انقلابي وي، در برابر مافياي قدرت و ثروت وذهن هاي آلوده به تفكرات ليبراليستي آنها،دفاع كنند، تا بلكه لااقل فرداي قيامت در برابر امام(ره) و شهدا شرمنده نباشند.

والسلام علي من التبع الهدي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 17:53  توسط مصطفی بخشي  |