خبرگان رهبري با ارتحال حضرت آية الله مشكيني، يكي از بهترين ووفادارترين شخصيت هاي انقلاب را از دست داد و بدين ترتيب جايگاه رياست اين مجلس نيز خالي ماند.اما آنچه قابل تامل است تلاش گروهي است كه سعي دارد با بهره برداري از اين موقعيت، اهداف خود را در اين حوزه متحقق سازد.
"روزنامه اعتماد" چه قبل و چه بعد ازارتحال آقاي مشكيني، چندين مطلب به چاپ رسانده و در تمام آنها سعي نموده ضمن فضاسازي براي اين موضوع، به نوعي به تبليغ شخص موردنظر خود براي رياست خبرگان بپردازد، و البته آن شخص كسي نيست جز "هاشمي رفسنجاني".
اما آيا آقاي هاشمي را صلاحيت رياست بريكي از مهمترين اركان نظام ولائي هست؟
از آنجا كه لابي رسانه اي طرفدارآقاي هاشمي كوشيده و درآينده نزديك هم خواهد كوشيد تا با فضاسازي راه رياست وي را ازنظر سياسي همواركند، به چند نمونه از ديدگاه هاي ايشان در قالب مصاحبه و سخنراني اشاره مي كنم، تا با مقايسه آن با ويژه گي هاي مذكور، قضاوت بهتري ازصلاحيت ايشان براي رياست خبرگان به دست آيد:
هاشمي درمصاحبه خود با روزنامه اعتماد در تاريخ 27/8/81،ص 8 مي گويد: "ما از همان روز اول به پديدة قدرت نگاه زميني و واقعبينانهاي داشتهايم. كساني آمده و نگاه صرفاًَ متافيزيكي به قدرت را دامن زدهاند و آن را مطرح ميكنند كه آن را قبول نداريم. از همان ابتدا امام خميني هم همين را ميگفت، شما حرفهاي ايشان را ببينيد كه مشروعيت را به مردم ميدهد."(!!)
اين درحالي است كه حضرت امام(ره) درصحيفه نور،ج1،ص26 مي فرمايند: "قضية ولايت فقيه چيزي نيست كه مجلس خبرگان ايجاد كرده باشد، ولايت فقيه چيزي است كه خداي تبارك و تعالي ايجاد كرده است"و يا درجلد 9 ص 253 مي فرمايند: "اگر رئيسجمهور به نصب وليفقيه نباشد طاغوت است"، واين برخلاف ادعاي آقاي هاشمي درمقدم داشتن مشروعيت مردم به مشروعيت ولايت فقيه است.
هاشمي در "سالنامه شرق 83،ص 72" مي گويد: "امام با شورا (شوراي رهبري) مخالف بود اما من و آقاي طالقاني طرفدار شورا بوديم و حذف شوراي رهبري از قانون اساسي درسال 68 بيخود بود(!!).
وي در"تاريخ 26/6/82، ص 3 با روزنامه مردم سالاري" مي گويد: "براي ادارة حكومت نميتوان به فتواي يك نفر خواه هر فردي باشد عمل كنيم. بايد شورايي در كشور باشد كه مسائل اساسي جامعه را بررسي كند تا نظرات اين شورا پشتوانة قوانين باشد".
اما سوال اينجاست كه آيا هاشمي بيش از امام(ره) مي داند؟! آيا شخصي كه برخلاف نظرحضرت امام(ره) بعنوان بنيانگذار نظام ولايت فقيه، قائل به زميني بودن ولايت است، شايستگي رياست بر خبرگان را دارد؟ آيا كسي كه بنا به مصلحت ها و منافع سياسي خود از اصلاح نص صريح قرآن،مثل لزوم تساوي ديه و ارثيه زن ومرد و يا از لزوم عوض كردن قانون مجازات "سب النبي" (مصاحبه 20/3/84 با آفتاب يزد) ميگويد را شايسته رياست بر كرسي خبرگان هست؟
اينها نمونه اي ازسوالات بيشماري است كه جواب دادن آقاي هاشمي وطرفداران ايشان به آنها، ميتواند در قضاوت موضوع صلاحيت ايشان براي رياست مجلس خبرگان به كارآيد.

