سكانس اول(قبل از سوم تير): محمد خاتمي به عنوان رئيس جمهور اصلاح طلب چند سال به مقرعمومي سازمان ملل مي رود و ازتريبون جهاني آن تئوري تازه كشف شده خود يعني "گفتگوي تمدنها" راجارمي زند! از آزادي مي گويد و بدون توجه و بيان استراتژي انقلابي نظام اسلامي، سعي در عدم به خطر افتادن چهره و شخصيت اصلاح طلبش بين جهانيان! دارد.
سكانس دوم(قبل از سوم تير): امريكا به افغانستان و عراق حمله مي كند، بسياري از كشورها(بخوانيد تمدنها!) هم او را همراهي مي كنند، رژيم غاصب به حزب الله و لبنان حمله مي كند،تئوري هانگتينتون ازجنگ تمدنها شكل مي گيرد، منطقه خاورميانه از جنگ و ناامني مملو مي شود، برنامه هسته اي ايران تعطيل مي شود و... و هنوز برادر خاتمي در حال سردادن شعار گفتگوي تمدنها و عريض و طويل نمودن ساختمان و تشكيلات و نفرات آن است!
سكانس سوم(بعد از سوم تير): بساط كاسبي گفتگوي تمدنها جمع مي شود!، خاتمي به امريكا مي رود، شعار شيطان بزرگ و مرگ برامريكا را نفي مي كند، از "جان كري" پيام عاشورائي دريافت مي كند!، با زنان ايتاليايي دست مي دهد و در كنار آنها تنگاتنگ گفتگو مي كند! و در عين حال به ريش نظام و خون شهدا و آرمانهاي امام(ره) مي خندد و مي خنداند!
سكانس چهارم(بعد از سوم تير): رئيس جمهور منتخب در مقابل زياده خواهي دشمنان مي ايستد،
پيشرفت هسته اي را ادامه مي دهد،به شعارهاي ارزشي نظام احترام گذاشته و متقابلا حمايت و احترام ساير مردم كشورها بويژه مستضعفين جهان را همراه خود مي كند، به امريكا مي رود و در سخنراني خود، با هدايت كردن سران ظالم و سياستمدار زورگوي جهان به راه راست، پيام دوستي و صلح وعدالت طلبي و ظلم ستيزي ايران را به گوش مردم امريكا و جهان مي رساند، در مقر سازمان ملل از اشتراك مردم جهان به مفهوم "موعود"و منجي صحبت كرده و همه را به آن دعوت مي كند و ....و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را به دوران شكوه انقلابي باز مي گرداند.
نتيجه: آقاي خاتمي و اعوان انصاراصلاح طلبكار!، كمي عبرت بگيريد.
