امروز در شرايطي كه به انتخابات مجلس هشتم نزديك مي شويم، بازخواني منويات مقام معظم رهبري كه در تاريخ 8/3/86 در جمع نمايندگان مجلس هفتم ايراد فرمودند، براي شناخت ضرورت ورود اصولگرايان به محلس هشتم، تفكيك اصولگراي واقعي از غيرآن،و جلوگيري از ورود تجديدنظرطلبان به مجلس لازم به نظر مي رسد:
چه خوب است كه انسان - در هر مرتبه و در هر شغلى - وقتى به پشت سر خود نگاه مىكند، در يك محاسبهى دقيق و سختگيرانه و بدون مسامحه، فهرستى از كارهايى را مشاهده كند كه قابل ارائهى به پيشگاه الهى است.
مجلس هفتم ، از جهتى يك خصوصيتى دارد و آن اين است كه اين تركيب،در يك فضاى نامناسب روئيد؛ مثل گياه يا درختى كه از ميان سنگلاخ برويَد. شرائطى كه قبل از پديد آمدن اين مجلس به وسيلهى بعضى اشخاصى كه از روى غفلت، كارهايى انجام مىدادند به وجود آمده بود - رفتن به سمت تحريم انتخابات، رفتن به سمت استعفاى نمايندگان، اعتصاب در مجلس، مقابلهى مجلس - چيزهاى بد و عجيبى بود و صداى عمومى مجلس، با خيلى از مبانى و اصول نظام مغايرت داشت. در يك چنين فضايى، اين مجلس روئيد.
حالا ما به عنوان يك دولت، يك ملت، يك كشور، به صورت يكپارچه و يك تشكيلات حكومتى - نه به صورت يك گروه يا حزب معترضِ مسلح يا غيرمسلح در يك گوشهى دنيا - ايستادهايم و داريم اين حرفها را مىزنيم و همهى دنيا هم ما را بخاطر اين ايستادگى تحسين مىكنند؛ ولى ناگهان از وسط جبههى ما - بخصوص از چادر و خيمهى فرماندهىِ نظام - يك علامتى داده بشود كه ما با شمائيم! «ياايّها الّذين امنوا لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم اولياء ... تسرّون اليهم بالمودّة.»
شما درست است كه از فلان نقطهى كشور انتخاب شدهايد، اما فقط نمايندهى آنجا نيستيد؛ شما نمايندهى همهى ملت ايرانيد. شأن مجلس هم قانونگذارى است، نه گرفتن تسهيلات و كمكهاى عمرانى و غيره براى آن منطقهى خود؛ به قانون اساسى هم نگاه كنيد. شأن شما اين است كه قانون بگذاريد؛ منتها قانونى بگذاريد كه آنقدر محكم و خوب و شامل باشد كه منطقهى شما را هم سيراب كند.
با دولت بايستى همراهى بشود. دولت در ادارهى كشور و در مديريت كشور، جهتگيرى درستى دارد. در همهى برنامهها، دولتها ممكن است با مجالس، با بعضى از نخبگان يا با بعضى از افراد ديگر اختلافنظرهايى داشته باشند؛ در اين اختلافنظرها هم هيچ كس نمىتواند ادعا كند كه قطعاً و در همه جا، حق با اين طرف است يا با آن طرف؛ ممكن است گاهى حق با اين طرف باشد، گاهى هم حق با آن طرف ديگر باشد. اما اين نبايد موجب بشود كه دولت اصولگراى معتقد به مبانى انقلاب و بشدت در حال تحرك و خدمت و زحمتكشى، تضعيف بشود؛ اين را توجه داشته باشيد.
كسانى هستند كه با هماهنگى دولت و مجلس مخالفند. از اول هم همينطور شعار دادند كه اينها يكدست كردند؛ با اين كه كسى در اين يكدستى تأثيرى نداشت. ملت اين كار را كرده بود و اينطور انتخاب كرده بود؛ رئيس جمهور را آنطور، نمايندگان را هم اينطور. حالا يكدست درآمدهاند ديگر! چه كار كنيم؟ اين يكدستى عيب نيست، حسن است؛ تا بتوانند با همديگر كار كنند و با هم اهداف مشتركى را دنبال بكنند.
توجه بكنيد در اين اظهاراتى كه بر زبان مىآوريد - هم نطقِ پيش از دستور، هم بيان تذكر، هم راههاى نظارت بر دولت: سؤال و تذكر و استيضاح - در طرف مقابل و جبههى مقابل، دشمن از روى غفلت خود يك پيام غلطى دريافت نكند. چون گاهى اوقات ما قصد بدى هم نداريم، اما طورى حرف مىزنيم كه طرف مقابل از حرف ما دچار اشتباه مىشود؛ خيال مىكند كه يك گرايش طرفدارِ او در بين اين مجموعه وجود دارد؛ آن وقت تشويق مىشود و روحيه پيدا مىكند. مواظب باشيد دشمن روحيه پيدا نكند.

