به نوشته كيهان محمدرضا خاتمي(دبيركل سابق حزب افراطي مشاركت) و همسرش زهرا اشراقي در
گفتگو با ماهنامه رويش كه از سوي يكي از مجريان مشهور سيما منتشر مي شود به ضرورت انتقاد از امام(ره)! اشاره كرده و گفته:
" وقتي مطالب امام(ره) را بررسي مي كنيم، چيزهايي به سود و چيزهايي هم به ضرر ما است.متاسفانه ما امام(ره) را به يك شخصيت دست نيافتني تبديل كرديم كه حتي بحث در مورد ايده ها و افكارشان، امروز مجاز شمرده نمي شود. ممكن است چند سال ديگر خيلي دير شده باشد.بحث نقادي امام(ره) بايد طرح شود تا ديدگاه هاي اصلي ايشان مشخص شود. ما كه امام(ره) را معصوم نمي دانيم. امكان دارد كه ايشان هم در دوره اي كمي و كاستي داشته باشند.افكار امام(ره) از قبل از انقلاب تا بعد از انقلاب خيلي تغيير كرد"!
بايد از محمدرضا خاتمي پرسيد اين نقادي كه شما قائل به آن هستي چگونه نقدي است؟! آيا از جنس نقدهاي تجديدنظرطلبي شما و دوستانتان است؟! آيا اين نقادي در قالب پيش فرض اعتقاد شما به پلوراليزم ديني قابل طرح است؟! البته بايد هم نسبت به ديدگاه هاي بنيانگذار انقلاب اسلامي انتقاد داشته باشيد! ، چون:
- امام راحل در سياست معتقد به اين بودند كه سياست ما عين ديانت ماست، در حالي كه اين با انديشه ها و عملكردهاي سكولاريستي شما در دوران اصلاحات تفاوت فاحش دارد.
- امام(ره) در اقتصاد معتقد به "عدالت" و بهره مندي مستضعفان و پابرهنگان به عنوان صاحبان اصلي انقلاب از مواهب نظام بودند، در حالي كه سياستهاي اقتصادي دوران 8 ساله حكومت شما بر دولت و مجلس منطبق با مشي اقتصاد ليبرال سرمايه داري بود.
- امام(ره) در زمينه فرهنگي معتقد به گسترش فرهنگ ناب اسلامي در كشور بودند تا در سايه آن بتوان جامعه را به اصلاح و صلاح واقعي از نوع اسلامي رساند، در حالي كه سياستهاي ضدفرهنگي شما در سالهاي اصلاحات(افسادات) مي رفت تا ريشه فرهنگ اسلامي و حتي ايراني را از جاي بركند، و كدام انسان منصفي است كه از تبعات شوم اعمال ضدفرهنگي دوران شما آه از فغانش بلند نباشد؟!
- شايد هم منظور شما نقد نظرات فقهي امام(ره) است، آنهم همچون آقاي صانعي كه براي زنان حق پيشنمازي قائل است؟! يا شايد منظور شما از نقادي محو شعارهاي انقلابي امام(ره) باشد، آنچنان كه اخوي جنابعالي در ملاقات با جان كري در امريكا، تعبير بلند امام از امريكا يعني شيطان بزرگ را رد كرد و يا در جمع دانشجويان مرگ برامريكا را موجب تكدّر خاطر خود خواند؟!
البته شما هم مي توانيد كتابي منتشر كنيد و همچون برخي! نظرات شخصي خود را سراسر به امام(ره) منتسب كنيد و يا با نوشتن خاطره اي جعلي خود را تبرئه و ديگران را تخطئه كنيد و آسوده باشيد كه هيچ گزندي از هيچكس حتي "موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره)" به شما نخواهد رسيد، آنچنان كه تحريف كنندگان ديگر را در برنگرفت!
ولي بدانيد كه ما مي دانيم كه منظور شما از نقادي يعني سپردن انديشه هاي امام راحل به موزه ها!؛ و هدف شما همان هدف و نظر دوست نظريه پرداز! شما و كوتوله سابق سياسي اكبرگنجي است كه جاي انديشه هاي امام(ره) را در موزه ها خواند.

