از زماني كه رقابت انتخابات رياست جمهوري نهم بين هاشمي واحمدي نژاد شكل گرفت و مردم در مقابل تعداد زياد نامزدهاي انتخابات تمايل شديد خود را به شعارهاي اساسي و بنيادي احمدي نژاد نشان دادند،گروه هاي ثروت و قدرت از تجديدنظرطلبان طيف چپ گرفته تا ظاهردينهاي طيف راست با ناباوري پي به رويگرداني مردم از خود بردند و لذا با يك ائتلاف فكري و عملي دست به تلاش گسترده اي براي برگرداندن راي مردم به سمت خود زدند.آنها چون در مقابل شعارهاي اساسي احمدي نژاد چون عدالت،مبارزه با فقروفساد و تبعيض و... كه برخاسته از نيازهاي واقعي جامعه بود،حرف منطقي براي گفتن نداشتند، لذا با ابزارهاي رسانه اي كه داشتند با هزينه هاي نجومي دست به تخريب شخصيت احمدي نژاد زده و اين كار را تا حد وقاحت پيش بردند،تا آنجا كه مسائل سخيفي چون تمسخر قيافه و قد وقواره فيزيكي ايشان را در كنارشايعه پراكني هاي ذلت باري چون جداسازي زن و مرد در خيابانها و اوتوبوس ها،يا قبرستان ها و هزاران ايراد بني اسرائيلي كه چيزي جز ضعف فكري و دانشي آنها نبود را مطرح كردند و در اين راه هم رسما از مساعدت هاي دشمنان قسم خورده داخلي و خارجي هم بهره بردند.
اما مردم فهيم و هوشمند ما كه در سايه ايمان به خدا از شعوري بالاتر از بسياري از به ظاهرنخبگان اصلاح طلب و سازندگي و...برخورداربودند! با انتخاب شايسته خود نتنها نـــــــــه بزرگي به اين جريان خودفرهيخته خوانده! و تماميت خواه گفتند،بلكه تمايل زياد خود به برقراري عدالت ، و نفرتشان از اقتصاد كارگزاراني و فرهنگ و سياست اصلاح طلباني! را نيزبا صراحت ابراز نمودند.
اماسنگيني دست رد مردم برسينه حلقه قدرت و ثروت آنقدر براي آنها گران تمام شده است كه در تمام طول يكسال و نيم گذشته كه از عمردولت نهم مي گذرد، هر آنچه كه بتوان از آن بعنوان انرژي نام برد بكار برده اند تا بلكه با ايجاد خدشه و سنگ اندازي در كار دولت و شايعه سازي و ايجاد چالش هاي متعدد در سطح افكار عمومي براي آن، بتوانند شرايط را براي بازگشت مجدد به قدرت براي خود هموار كنند.
تيترهاي هماهنگ روزنامه ها و نشريات زنجيره اي كه بلا استثنا همه در بزرگنمائي مشكلات يا طرح مسائل كاملا فرعي و حاشيه اي است،نمونه اي از اين تلاش گسترده است.آنها برنامه ريزي دولت براي مردم وانجام امور كاملا منفعتي براي آنها نظير سهام عدالت و سفرهاي استاني و حجم كار گسترده دولت را به ايجاد توقع بيشتر مردم تعبير كرده و از طرفي درصدد القاي اين نكته هستند كه تنها دكترين كذائي آنهاست كه راه گشاي مسائل اقتصادي،سياسي وفرهنگي و...داخلي و خارجي است.همان دكتريني كه سالها فقروفساد و تبعيض و فربه شدن سرمايه دار و له شدن مستضعف را در عرصه داخلي ؛ و تسليم و انفعال و ذلت و سرتعظيم فرود آوردن ودست برداشتن از آرمانهاي انقلاب را در عرصه خارجي براي ما به ارمغان داشت.