رويكرد اصولگرايي در ادبيات سياسي كشور از زماني پديدار شد كه احمدي نژاد شهردار وقت تهران در شوراي دوم شهر تهران وجهه اي انقلابي از مديريت تعهد گرايانه خود را درست در زماني كه دستگاه اجرايي كشور و مجلس ششم به سرعت به سمت محو ارزشهاي انقلاب و نظام در حركت بودند به نمايش گذاشت.
مردم كه از دولت و مجلس اصلاحات، تجديدنظرطلبي در حوزه دين و فرهنگ و اسلام و يا دعواهاي سياسي بي ثمر فرصت سوزچيز ديگري نديده بودند، با مقايسه آنها با عملكرد انقلابي و متعهدانه و ارزشي احمدي نژاد، تمايل و گرايش شديدي به سمت گفتمان احمدي نژادي پيدا كردند و اين رويكرد به نام اصولگرايي كمي بعدتر باعث پيروزي نمايندگاني شد كه شعارهاي خود را از الگويي به نام احمدي نژاد اخذ كردند، و به اين ترتيب وارد مجلس هفتم شدند.
احمدي نژاد كه خود بنيانگذار اصولگرايي در كشور بود، در سوم تير84 با راي قاطع مردم رئيس
جمهور شد، ولي در عمل همان مجلسياني كه به نام اصولگرايي وارد مجلس شده بودند عقبه پشتيبان خود را فراموش كرده و در تمام دوران مجلس هفتم بيشترين تذكرات و استيضاح را عليه دولت ایشان بكار بستند.
امروز نيز مجلس هشتم اگرچه در زبان خود را متعهد به اصولگرايي و تمكين فرامين رهبري در حمايت از دولت نهم نشان مي دهد، اما برخی در عمل و در همين مدت كوتاه عمر مجلس نشان داده اند كه علاقه چنداني به حمايت مناسب از دولت براي پيشبرد اهداف متعالي اصولگرايي واقع در كشور را ندارند.برخي نمايندگاني كه نان اصولگرايي را مي خورند در عمل نمكدان شكسته و سعي مي كنند بطور مستمر دولت نهم و شخص رئيس جمهور را وارد چالش هاي جدي كنند.

امثال توكلي، نادران ومطهري از يكطرف دم از اصولگرايي مي زنند ولي در عمل به گونه اي كاملا تقابلي با دولت برخورد مي كنند، آنچنان كه گويا وجود اين دولت منافع شخصي آنها را به خطر انداخته است! بحث استيضاح وزراي آموزش و پرورش و جهادكشاورزي كه اين روزها از طريق برخي نمايندگان با خصوصيات پيشگفته دنبال مي شود چيزي جز مبارزه براي از اكثريت انداختن دولت نيست و نشان از آبكي بودن شعارهاي اصولگرايي آنها دارد.
اگر مجلسيان، اصولگرايي واقعي را فصل الخطاب بودن منويات مقام معظم رهبري مي دانند، مي بايست فرموده ايشان را كه بارها بطور كاملا محسوس و واضح از دولت نهم حمايت كرده عمل نمايند و از تخريب دولت و به تعبير معظم له بي بندوباري عليه دولت دست بردارند.

